هرم سلسله مراتب نیازهای مازلو

هرم سلسله مراتب نیازهای مازلو

آبراهام مازلو (Abraham Maslow) نظریه روانشناسی خود را به عنوان «نظریه انگیزه‌های انسان» در سال 1943 ارائه کرد.

او افراد موفق بسیاری را مورد مطالعه قرار داد که در میان آن‌ها مشاهیر علمی و سیاسی، دانشجویان برجسته دانشگاه‌ها و … حضور داشتند. او معتقد بود مطالعه افراد ناتوان و بی‌چاره به یک نظریه روان‌شناسی ناتوان و بی‌چاره منتهی می‌شود.

به نظریه مازلو انتقادات مهمی هم وارد است. مثلا گروهی بر این باورند که نیازهای اساسی انسان خطی و سلسه‌مراتبی نیستند و اجزای تغییر ناپذیر هستی انسان‌اند.

آشنایی با نظریه مازلو دید خوبی به فرد می‌دهد ولی نباید آن‌را بیش از حد تعمیم داد و سعی کرد همه رفتارهای انسانی را در چارچوب آن گنجاند.
هرم مازلو



سلسله مراتب نیازهای مزلو غالباً به صورت یک هرم نشان داده می‌شود. در سطوح پائین‌تر هرم، ابتدائی‌ترین و پایه‌ای‌ترین نیازها و در بالاترین سطح هرم، نیازهای پیچیده‌تر قرار دارند.

مازلو نیازهای اساسی انسان را در یک هرم جای داده است که دارای 5 طبقه است. طبقات پایین‌تر هرم نیازهای حیاتی‌تر و ساده‌تر و طبقات بالاتر نیازهای پیچیده‌تر ولی کمتر حیاتی را نشان می‌دهند. نیازهای طبقه‌های بالاتر فقط وقتی مورد توجه فرد قرار می‌گیرند که نیازهای طبقه‌های پایین‌تر برطرف شده باشند.

هرگاه فردی به طبقه‌ بالاتر حرکت کرد، نیازهای طبقه پایین‌تر چندان مورد توجه اصلی او نخواهد بود. اگر هم به صورت موردی به یک نیاز در طبقه‌های پایین‌تر احتیاج پیدا کند به صورت موقتی اولویت آن نیاز را بالا می‌برد ولی هرگز به صورت دائمی به طبقه پایین‌تر باز نمی‌گردد. به عنوان مثال یک شخص موفق از لحاظ تجاری که کارش را نیز دوست دارد در صورتی که مبتلا به سرطان شود (نیاز طبقه پایین: سلامتی) وقت و انرژی زیادی را برای بهبود یافتن صرف می‌کند، اما همچنان به کار و موقعیت‌اش به عنوان یک فرد موفق خواهد بالید و احتمالا در صورت توان به کارش باز خواهد گشت.

هرم سلسله مراتب نیازهای مازلو یا به طور خلاصه هرم مازلو، نظریه آبراهام مازلو نظریه پرداز کلاسیک در مورد نیازهای انسان است.


این نظریه در میان بینش‌ های حاصل از جنبش روابط انسانی در مدیریت مقارن با دوران رکود اقتصادی بزرگ غرب از اهمیت ویژه برخوردار بوده و نظریه‌ای بنیادین محسوب می‌شود. این نظریه از نظریه‌های محتوایی در مورد انگیزش به شمار می‌آید. نظریه‌ های محتوایی چیستی رفتارهای برانگیخته را شرح می‌دهند و به طور عمده با آنچه در درون فرد یا محیطش می‌گذرد و به رفتار فرد نیرو بخشیده سرو کار دارد؛ به عبارت دیگر این نظریه‌ها، به مدیر نسبت به نیازهای کارکنانش بینش می‌دهند و به او کمک می‌کنند تا بداند کارکنان به چه چیزهایی به عنوان پاداش کار یا ارضا کننده‌ بها می‌دهند؛ در حالیکه نظریه‌های فراگردی چگونگی و چرایی برانگیختگی افراد را توصیف می‌کنند.

به اعتقاد مازلو نیازهای آدمی از یک سلسله مراتب برخوردارند که رفتار افراد در لحظات خاص تحت تأثیر شدیدترین نیاز قرار می‌گیرد. هنگامی که ارضای نیازها آغاز می‌شود، تغییری که در انگیزش فرد رخ خواهد داد بدین گونه است که به جای نیازهای قبل، سطح دیگری از نیاز، اهمیت یافته و محرک رفتار خواهد شد. نیازها به همین ترتیب تا پایان سلسله مراتب نیازها اوج گرفته و پس از ارضاء، فروکش کرده و نوبت به دیگری می‌سپارند.

 

نیازهای انسان 

در این نظریه، نیازهای آدمی در پنج طبقه قرار داده شده‌اند که به ترتیب عبارتند از:


اول : نیازهای زیستی
نیازهای زیستی در اوج سلسله مراتب قرار دارند و تا زمانی که قدری ارضا گردند، بیشترین تأثیر را بر رفتار فرد دارند. نیازهای زیستی نیازهای آدمی برای حیات خودند؛ یعنی: خوراک، پوشاک و مسکن. تا زمانی که نیازهای اساسی برای فعالیت‌های بدن به حد کافی ارضاء نشده‌اند، عمده فعالیت‌های شخص احتمالاً در این سطح بوده و بقیه نیازها انگیزش کمی ایجاد خواهد کرد؛

دوم : نیازهای امنیّتی
 

نیاز به رهایی از وحشت، تأمین جانی و عدم محرومیت از نیازهای اساسی است؛ به عبارت دیگر نیاز به حفاظت از خود در زمان حال و آینده را شامل می‌شود؛


سوم : نیازهای اجتماعی
یا احساس تعلق و محبت؛ انسان موجودی اجتماعی است و هنگامی که نیازهای اجتماعی اوج می‌گیرد، آدمی برای روابط معنی‌دار با دیگران، سخت می‌کوشد؛



چهارم : احترام

این احترام قبل از هر چیز نسبت به خود است و سپس قدر و منزلتی که توسط دیگران برای فرد حاصل می‌شود. اگر آدمیان نتوانند نیاز خود به احترام را از طریق رفتار سازنده برآورند، در این حالت ممکن است فرد برای ارضای نیاز جلب توجه و مطرح شدن، به رفتار خرابکارانه یا نسنجیده متوسل شود؛


پنجم : خودشکوفایی
یعنی شکوفا کردن تمامی استعدادهای پنهان آدمی؛ حال این استعدادها هر چه می‌خواهد باشد. همان طور که مازلو بیان می‌دارد: «آنچه آنسان می‌تواند باشد، باید بشود».

به طبقه‌بندی مذکور دو نیاز « دانش‌اندوزی و شناخت و درک پدیده‌ها » و « نیاز به زیبایی و نظم » نیز اضافه شده است؛ که قبل از نیاز به خود شکوفایی قرار می‌گیرند.


ویژگی های انسان خود شکوفا:


- حس تشخیص واقعیت، آگاهی از شرایط موجود و واقعی، واقع گرا، قضاوت بی طرفانه و عینی و نه بر اساس طرز تفکر شخصی و متعصبانه.

- طرز نگرش بر مشکلات به عنوان چالشها و شرایطی که نیـاز بـه راه حل دارند و نه به عنوان حربه ای برای شکوه گری و توجیهات فردی.

- نیاز به حریم و تنهایی و توانایی تحمل تنهایی.

- متکی به قضاوتها و تجارب خویش، مستقل، عدم اتکاء بـه فـرهنـگ و محـیـط پـیرامون خود برای شکل گیری عقاید و دیدگاه ها.

- عدم تأثیر پذیری از فشارهای اجتماعی.

- دموکراتیک، منصف و بدون قائل شدن به تبعیض، پذیرش و لذت بردن از تمامی فرهنگـها، نژادها و تفاوتهای فردی انسانها.

- از لحاظ اجتماعی دلسوز و مهربان، دارای خصوصیات انسانی و بشر دوستانه.

- پذیرش افراد همانگونه که هستند و عدم تلاش برای تغییردادن آنها.

- در کنار دیگران راحت بودن، با وجود هر نوع گرایش نا متعارف دیگران.

- خود انگیخته و با اصالت بودن، با خویشتن صادق است، هـمان گـونـه که دوست دارد رفتار می کند و نه آنگونه که دیگران از وی می خواهند.

- شوخ طبع بودن البته حس شوخ طبعی ایی که متوجه خود و یا وضعیت کلی بشریت است و نه دیگران.

- تعداد محدودی دوست صمیمی دارد و نه تعداد زیادی رابطه سطحی.

- علاقه مند به همه چیز حتی امور عادی.

- خلاق-مبتکر و اصیل.

- بدنبال تجارب ناب و دستیابی به موفقیت هایی است کـه اثـری مـانـدگـار از خود بجای گذارد.

جستاری در "سوره ی تین" و ترسیم دور نگاه "شهر امن"

جستاری در مفاهیم "سوره ی تین" و ترسیم دور نگاه "شهر امن"

Discover into concepts of “TIN sura” and plan the landscape for “safe city”

 

سعید یدالّهی؛

دانشجوی مهندسی شهرسازی مؤسسه آموزش عالی اشراق بجنورد

Saeid.yadolahi@gmail.com 

سید محسن موسوی؛

کارشناس ارشد طراحی و برنامه ریزی شهری و منطقه ای، مدرس گروه شهرسازی

 دانشگاه پیام نور و اشراق بجنورد

Seyyedmohsen.mousavi@gmail.com 

 

چکیده: سوره ی مبارکه ی "تین" تنها سوره ای در قرآن کریم می باشد که آشکارا از "بلد امین" سخن به میان آورده و بلکه بدان سوگند نیز یاد شده است. از همین رو این پژوهش بر آن است تا مقدمات دستیابی به شهر امن را بر اساس این راهنمایی عظیم ترسیم کند. آنچه تفکر شیعی بدان استوار است، قائل بودن به مفاهیم باطنی در کنار معانی ظاهری قرآن کریم است؛ بلد امین در فهم ظاهری خویش به معنای شهر امن و ایمنی بخش و مجازاً مکة مکرمه است. از اینرو مهمترین وجه تمایز مکة مکرمه با سایر بلاد، که مناسک حج می باشد، عامل این امنیت برای شهر و ایمنی برای شهروندان تشخیص داده شد و از تحلیل این کار با استفاده از روش تبیینی-اکتشافی اقدام به استخراج دورنگاهی از شهر امن شد: شهر امن شهریست که در آن؛ هیچکس مالک نیست و همه چیز از آن خداست، حق تجسس در زندگی دیگران نیست، انس با خداوند جایگزین تمام مادیات دنیوی شده است، محرک های شهوانی وجود ندارد، ظاهر، نمایان گر باطن است، کسی تحقیر نمی شود، خودنمایی وجود ندارد، موجبات حس تعلق به دنیا وجود ندارد، موجبات ناامنی تشخیص و پیشگیری شده است، همة موجبات هوشیاری فراهم است نه خلسه، آنچه در آن رخ می دهد آهسته و پیوسته است، همساز با محیط اکولوژیک بوده و آسیبی به آنها نمی رسد، امنیت بالاجبار حاکم نشده است و ... . همچنین برای فهم عمقی بلد امین با بررسی آیات پیرو این سوگند در تفاسیر المیزان، نمونه، مجمع البیان، اطیب البیان و نور؛ مشخص شد تنها زمانی به شهر امن می توان دست یافت، که ساکنین آن با یقین، تقوا پیشه کرده و از گناه دوری جویند و پاداش ایشان در دنیا بهره مندی از شهر امن خواهد بود که این خصیصه حجتی از احکم الحاکمین بودن خداوند متعال است.

واژگان کلیدی: سورة تین، شهر امن، دورنگاه، تقواپیشگی

صفات اصلی فضاهای شهری مطلوب

صفات اصلی فضاهای شهری مطلوب

زیبایی:

برخی از متخصصین اصولا فضایی را به عنوان فضای شهری می شناسند که در کالبد آن فضا تناسبات زیبایی شناسانه وجود داشته باشد.

زیبایی بارزترین ویژگی یک فضای شهری مطلوبی است که همه اجزا آن هنرمندانه خلق و کنار هم قرار گرفته اند.

زیبایی به زیبایی محسوس و بصری منحصر نشده و  زیبایی کیفی و زیبایی معنوی نیز (که  ماورا ساحت های نفسانی و روحانی انسان هستند) در تفسیر زیبایی شناسانه شهر و فضای شهری ایفای نقش می کنند.

علاوه برعناصر و اجزا انسان ساخت فضا، عناصر طبیعی و به ویژه انواع گیاهان و آب از عواملی هستند که می توانند زیبایی فضا را ارتقا ببخشند و فضای ساخت را زیباتر نمایند.

جاذبه:

به معنای وجود ویژگی هایی در فضاست که به عنوان جاذب و مشوق مردم برای حضور در فضا ایفای نقش می کنند.

این ویژگی های جاذب اعم از زیبایی، امکانات تفریح و سرگرمی، عملکردها و کاربری های پاسخ گو به نیازهای مختلف انسان، مشارکت در فعالیت های جمعی، ملاقات های دوستانه، تعاملات اجتماعی، بهرمندی از طبیعت مناسب، گذران مطلوب اوقات فراغت، دسترسی مناسب و امثالهم می باشند. که به تنهایی یا تواماً مردم را به حضور در فضا تشویق و ترغیب می کنند.

در این زمینه باید توجه کنیم که جاذبه و زیبایی علی رغم همپوشانی هایشان، بر یکدیگر منطبق نیستند.

روزآمدی:

فضاهای شهری باید به گونه ای طراحی و ایجاد شوند و مورد بهره برداری قرار گیرند، که این فضاها از کهنگی و بی فایدگی و ناکارآمدی مصون بمانند. در واقع، رعایت انعطاف پذیری و همچنین چند عملکردی بودن و قابلیت مورد استفاده بودن در زمان های مختلف که اصول مهمی در طراحی فضا هستند، می توانند زمینه ساز روزآمدی فضا های باز شهری باشند، یکی از اصلی ترین نشانه های روزآمدی فضاهای باز در شهر، قابلیت آنها برای برپایی آیین ها و مراسم و جشن های مختلفی هستند که جامعه به آنها می پردازد.

ایمنی و امنیت:

احراز شرایط امن و ایمن، مطلوبیت فضا را افزایش داده و فضا را برای فعالیت های عمومی فراهم می کند.

امنیت مورد نظر، به امنیت فیزیولوژیکی منحصر نشده و جنبه های روانی و معنوی و فرهنگی آن که می تواند از سوی بسیاری موارد، از جمله کالاها و رفتارها و افراد و فرم ها و تبلیغات و گروه های دیگر خدشه دار شوند نیز باید به جد مورد توجه قرار گیرند.

راحتی، آسایش و آرامش:

فضاهای باز شهری وقتی مطلوب تلقی می شوند و مناسب زندگی جمعی و حیات اجتماعی هستند که بتوانند متضمن راحتی، آسایش و آرامش شهروندان باشند.

بدون تامین راحتی، آسایش و آرامش، فضای شهری امکان پذیرش مردم و ایفای نقش به عنوان فضای حیات اجتماعی را دارا نبوده و نخواهد توانست پذیرای مردم باشد.

دسترسی آسان:

مراد اصلی این است که هرکس با هر وسیله ای اعم از وسیله نقلیه شخصی، حمل و نقل عمومی وحتی پیاده بخواهد به فضای شهری مراجعه کند مشکلی نداشته باشد. مثلا ایستگاه های مناسب، تواتر تردد وسیله کارآمد، پارکینگ کافی، مسیر پیاده ی ایمن و سرپناه های مناسب ضروت های دسترسی آسان و سهل و کارآمد هستند.

مقیاس انسانی:

نکته ی اصلی در این زمینه این است که اگر به توانایی ها و تناسبات فیزیولیژیک انسان توجه می شود، باید توانایی ها و نیازها و ظرفیت ها و غایت های روانی و معنوی و فرهنگی انسان نیز به جد مورد توجه و ملاک عمل قرار گیرند. تا فضا بتواند بالاترین درجه ی مطلوبیت را داشته باشد. برای نمونه، موضوعاتی چون تبلیغات، فرم های مورد استفاده، شدت صدا، رنگ ها، اثاثه شهری، نورپردازی، میزان آلودگی ها و تناسبات زمینه ها و عواملی هستند که می توانند به عنوان جلوه های مختلف مقیاس انسانی مطرح شوند. و رعایت آنها مطابق با ویژگی هایی که هر فرهنگ جامعه ای برای انسان تعریف می کند، مطلوبیت فضا را برای مردم آن فرهنگ و جامعه ارتقا خواهد بخشید.

 هویت:

موضوع هویت به تناسب و نسبت رابطه انسان با خداوند جل و علا مربوط می شود.

مولفه های هویتی در دو گروه اصلی شکل و محتوا قابل طبقه بندی هستند.

در گروه اول(گروه بارزه های شکلی) می توان از نشانه، اندازه، تعداد جمعیت، تمیزی، آلودگی، عملکرد، شلوغی، تاریخ و امثالهم نام برد. در گروه دوم یا بارزه های محتوایی هویت نیز موضوعاتی چون نمادها، معنی، تاریخ، فرهنگ مردم، عملکرد، رفتار، زیبایی، پاکی و از این قبیل قابل ذکر هستند.

برخی از مولفه های هویتی، در هر دو گروه ذکر شده اند که این موضوع به وسعت و چند بعدی بودن آن مولفه مربوط می شود.

یکی از مهمترین این موضوعات، ارزش و جایگاه و مقام و حتی تقدس مکان و فضا است. این امر مسلمی است که مکان ها (وبه ویژه برخی از آنها) از نظر انسان (جامعه، تمدن، فرهنگ یا پیروان یک دین) واجد مدارج و مراتب مختلف ارزشی هستند.

پاسخ گویی به نیازهای فرهنگی جامعه:

این پاسخ گویی زمانی میسر خواهد بود که انتظار افراد از فضا مورد توجه قرار گیرد.

به عنوان مثال در گذشته فضاهای عمومی جهت انجام فعالیت هایی برای برپایی مراسم آیینی (ملی-مذهبی) و تجمعات خاص صورت می گرفته است و به این ترتیب فضا ها و مکان ها دارای صبغه ای معنوی و روحانی بودند. این در حالی است که فضاهای عمومی امروز اکثراً به منظور تفریح، وقت گذرانی و شادمانی های کاذب ایجاد می شوند. این موضوع، موضوع بنیادینی است که غفلت از آن تبعات منفی متعددی را برای جامعه در پی خواهد داشت. اصلی ترین تبعات مغفول نهادن این موضوع دگرگونی و شبیه شدن بافت، سیما و سازمان فضایی شهرها به فضاهای بیگانه و همچنین تغییر در شیوه زیست می باشد.

امروزه به دلایلی از قبیل به اسارت ماشین درآمدن انسان و به جهت تغییر در شیوه ی زیست و در معماری و از همه مهمتر به دلیل تغییر نگرش به حیات و برای جوامعی به جهت تقلید از الگوهای غربی (در همه چیز) نوع فضای مورد نیاز، نوع تعریف از اوقات فراغت و گذران آن، و به طور کلی شیوه ی زیست انسان (خوب یا بد، صحیح یا ناصحیح یا مخلوطی از اینها) تغییر نموده است. به عنوان مثال در گذشته خانه و طبیعت در ارتباط هم بودند و نیاز افراد به طبیعت را بر طرف می کرد اما امروزه افراد نیاز به رفتن پارک دارند که در بسیاری موارد نمی توان به خوبی پاسخ گوی نیاز های شهروند ایرانی باشد.

بسیاری از فضا های مذهبی در گذشته مثل حسینیه ها و تکایا در متن زندگی جاری بودند و در بسیاری موارد فضای عمومی و خصوصی زندگی به حسینیه و تکیه تبدیل می شدند. امروزه اکثریت حسینیه ها و تکایا (شاید به پیروی از برخی فضای جمعی بیگانه مثل سینما ها و تاترها) به فضایی محصور، با در و دروازه و قفل تبدیل شده اند که فقط در ایام خاصی مورد استفاده اند.

تقویت حس وحدت در جامعه:

اصلی ترین عامل دوام، و پایداری هر امت و جامعه و ملت و تمدنی وجود وحدت آحاد آنهاست.

اهم موضوعاتی که می توانند به عنوان تاثیرات فضای شهری بر ایجاد و تقویت حس وحدت در جامعه منجر شود عبارت اند از:

احساس هویت جمعی، احساس تعلق به مکان و امکان تماس های رو در رو بین افراد جامعه.

احساس هویت جمعی:

این احساس نشعت گرفته از ارزش های معنوی است.

نمادها و نشانه ها (و به ویژه نمادهایی که معانی معنوی را در خویش مستتر دارند) از عواملی هستند که وجود و تکرار آنها در فضای شهری با توجه به احساس واحدی که در مردم به وجود می آورند کمک شایانی به احراز هویت واحد جامعه می نمایند. البته این احساس مشترک وقتی به وجود خواهد آمد که معانی مستتر در نمادها ریشه در فرهنگ ملی و ارزش های مشترک فرهنگی داشته باشند.

احساس تعلق به مکان:

احساس تعلق به مکان با رعایت قوانین و مقررات فضای شهری رابطه ی مستقیم دارد.

یکی از عوامل تقویت احساس تعلق به مکان ارتباط هویت جامعه با هویت مکان است.

سیمای عمومی شهر باید به گونه ای باشد که امکان ظهور و بروز تفاخر در آن از بین برود. زیرا تفاخر موجب فردگرایی در افراد می شود که یکی از دستاورد های مدرنیسم می باشد و می تواند احساس تعلق به مکان را تضعیف نماید.

تماس های رو در رو:

فضا های شهری در میزان امکان تماس های رو در رو بین اعضا جامعه نقش بنیادین ایفا می نمایند.

در گذشته عناصری چون مسجد، حسینیه و تکیه، میدان، حمام، بازار و... به عنوان مکانهای تجمع آحاد جامعه در یک سلسله مراتب منطقی شهری ایفای نقش می نمودند.

شاید بتوان عملکردهایی نظیر سینما، تئاتر، میادین ورزشی و... را جایگزین فضاهای ذکر شده گردانید اما باید توجه داشت که انسان در این فضا ها نقش تماشاگر و نه فعال در صحنه را، دارا می باشد.

عناصر شهری گذشته (مادامی که عقاید و باورهای جامعه تغییر نکرده) می توانند همچنان به عنوان محلی برای برخوردها و تماس های اجتماعی و عامل وحدت مردم عمل کنند.

حضور انسان:

حضور انسان یکی از معیارهای مطلوبیت فضاست.

مجاورت های فرهنگی تفریحی:

مجاورت فضاهای شهری با عناصر و فضاهایی که به ایجاد بهجت و سرور و فرح فکری و روانی و فرهنگی بینجامد، از ویژگی های مطلوبیت فضاهاست.

 

دلپذیری:

دلپذیری که به همراه زیبایی و جاذبه وسایر ویژگی ها می تواند ضمن دعوت مردم به حضور در فضا پاسخگوی نیازهای آنان نیز باشد.

برای دلپذیر بودن یک فضا ویژگی هایی وجود دارد، اصلی ترین آنها که در واقع تعریفی برای دلپذیری است عبارت است از:

تطابق ویژگی های ذهنی و عینی انسان در مورد فضا یا آن چیز است. به عبارت دیگر، میزان تطبیق انتظاراتی که هر کس از یک فضا دارد، با وضع موجود (وبه بیان دیگر پاسخگویی و تطبیق ویژگی های فضا با انتطارات انسان) میزان دلپذیری فضا را تعیین خواهد کرد.

ارتباط منطقی فضاهای شهری یک شهر:

وجود طرحی جامع و عالی که همه ی فضاهای باز شهری را در یک مجموعه و به عنوان یک واحد مد نظر قرار دهد، می تواند فضاها را از تکراری بودن و کسالت بار بودن برهاند. به این ترتیب مجموعه ی فضاهای باز شهری در عین تمایزاتی که با یکدیگر خواهند داشت، هر کدام به عنوان یک عضو نقش محوله را ایفا نموده، و در کل به عنوان یک واحد، جلوه ای از وحدت در کثرت خواهند بود.

پیاده مداری:

موضوعی است که با ماهیت فضای شهری که حضور انسان را طلب می کند و با تعاملات اجتماعی و برپایی آیین ها و مراسم و زندگی جمعی (یا زندگی در جمع) رابطه دارد.

هر شهری ویژگی های خاص خور را دارد به همین دلیل به برخی از نکات بحث پیاده مداری اشاره می شود.

- یکی از بهترین حالت ها آن است که عملکردهای پیرامون یک فضای شهری پیاده، مجموعه ای از عملکردهای مورد نیاز و مورد مراجعه ی مردم باشند.

- شبکه ای مرتبط و هماهنگ از فضاهای پیاده مدار می تواند به انحا مختلف مطلوبیت محدوده ی وسیعی از شهر را افزایش دهد.

- وجود خدمات متناسب و مورد نیاز مراجعین در حاشیه ی پیرامونی فضا.

اصل قرار دادن انسان (مراجعین) و نیازهای او، در مقابل اصل قرار دادن خواسته های صاحبان و مالکان عملکردهای مجاور فضای پیاده.

- ارتباط برقرار کردن بین فضاهای شهری (فضاهای باز و عمومی) و فضا های طبیعی (سواحل، مسیرهای دسترسی به جنگل ها، کناره ها و کوه ها).


 

 

ده گام کپنهاگ برای پیاده مداری

کپنهاگ، یکی از بزرگترین شهرهای پیاده دنیاست. اگرچه این شهر با شاخصه های میراث تاریخی ویژه اش همچون یک شبکه خیابانی قرون وسطایی باریک اعتبار یافته است اما به صورت مداوم در جهت بهبود کیفیت زندگی خیابانی خود در حال فعالیت بوده است.

به گزارش پایگاه خبری شهر الکترونیک، در 40 سالی که خیابان اصلی کپنهاگ -اشتروگت- به یک محدوده کاملاً پیاده تبدیل شده است، برنامه ریزان شهری گام‌های کوچک بی‌شماری در جهت تغییر شکل شهر از یک مکان اتومبیل مدار به یک محیط شهروندگرا برداشته اند. فضاهای پیاده مدار مرکزی این شهر در طی یک برنامه 40 ساله از ابتدای دهه 1960 تا اواخر قرن گذشته به بیش از 6 برابر افزایش یافته اند. همین اقدامات سبب شد که کپنهاگ به عنوان یکی از موفق ترین شهرهای پیاده جهان در ژوئن سال 2004 پذیرای پنجمین کنفرانس بین المللی Walk 21 با شعائر شهرهایی برای مردم باشد.

 

k01

جان گل، معمار دانمارکی و همکار مولف کتاب "فضاهای عمومی- زندگی عمومی"که مطالعه ای است درباره آنچه سبب می شود فضاهای شهر کپنهاگ کار کنند، در این باره می گوید: "در کپنهاک، ما پیشگام روش مطالعه سیستمی و ثبت مردم در شهر بوده ایم. بعد از بیست سال تحقیقات، ما قادر بوده ایم ثابت کنیم که این گامها چهار برابر بیشتر زندگی عمومی را ایجاد کرده اند." مدیریت شهر کپنهاگ برای تبدیل این شهر به یکی از بزرگترین شهرهای پیاده مدار جهان، برنامه ریزی گسترده ای را انجام داده است. در ذیل، برنامه 10 مرحله ای کپنهاگ برای ایجاد یک شهر پیاده مدار ارائه شده است1

1- تبدیل خیابانها به راههای اصلی کاملاً پیاده

شهر کپنهاک، خیابان اصلی سنتی خود، اشتروگت را در سال 1962 به یک راه کاملاً پیاده تبدیل نمود. این خیابان به دلیل مسیرهای پیچ در پیچ و باریک خود دارای شهرت بین المللی می باشد. در دهه های بعدی، آنها بتدریج خیابانهای مخصوص پیاده بیشتری را اضافه کرده، آنها را به مسیرهای با اولویت پیاده جاییکه عابران پیاده و دوچرخه سواران اولویت حرکت دارند اما عبور اتومبیل ها با سرعت پایین مجاز می باشد، متصل نمودند.

2- کاهش تدریجی ترافیک و پارکینگ


جهت ثابت نگه داشتن حجم ترافیک، مسوولان مدیریت شهری، شمار اتومبیل ها را در مرکز شهر از طریق حذف فضاهای پارکینگ به میزان 2-3 درصد در سال کاهش دادند. بین سال 1986 و 1996، شهر در حدود 600 فضای پارکینگ را حذف کرد.

3- تبدیل محوطه‌های پارکینگ به میادین عمومی

 اقدام به ایجاد خیابانهای پیاده، فضای محوطه ‌ای پارکینگ را آزاد کرده و شهر را قادر ساخت که آنها را به میادین عمومی تغییر شکل دهد.

4- متراکم و پایین نگه داشتن مقیاس

 ساختمانهای با فضای متراکم با ارتفاع کم به بادهای ملایم اجازه می دهند که از فراز آنها عبور کرده و مرکز شهر را معتدل تر و در معرض وزش بادهای کمتری نسبت به بقیه کپنهاک نگه دارند.

 5- احترام به مقیاس انسانی

معتدل ترین مقیاس شهر و شبکه خیابانی، پیاده روی را به یک تجربه رضایتخبش تبدیل کرده است؛ ساختمانهای تاریخی کپنهاگ با حالت تمکین مانندشان، سایبان‌های محافظ و راهروهایشان، فضاهای کشف نشده ای برای مردم ایجاد می کنند که بایستند و بنشینند.

6- ساکن کردن مردم در هسته مرکزی

اکنون بیش از 6800 نفر در مرکز شهر زندگی می کنند. آنها وابستگی‌شان را به اتومبیل از بین برده‌اند و در شب هنگام پنجره های روشن آنها به عابران پیاده حسی از ایمنی می بخشد.

 7- تشویق زندگی دانشجویی

 دانشجویانی که با دوچرخه به مدرسه می روند به حجم ترافیک نمی افزایند؛ برعکس، حضور فعال آنها، در روز و شب به شهر سرزندگی می بخشد.

 8- انطباق منظر شهر با تغییرات فصول

 کافه تریاهای سرباز، میادین عمومی و اجراکنندگان برنامه های خیابانی هزاران نفر را در تابستان جذب می‌کنند. میادین اسکیت روی یخ، نیمکت های گرم و گرم کننده‌های گازسوز در گوشه های خیابان، زمستان را در مرکز شهر لذتبخش می‌سازند.

 9- ترویج دوچرخه سواری

شهر کپنهاگ، خطوط دوچرخه سواری جدیدی را به وجود آورده و مسیرهای موجود را توسعه داده است. آنها با استفاده از فضای آزاد شده از طریق حذف پارکینگ در نزدیکی تقاطع ها، محل عبور دوچرخه ها را جانمایی کردند. در سال 2004 میلادی 34 درصد ساکنان کپنهاگ که در شهر کار می کنند، با دوچرخه به محل کار خود می رفتند.

10- در دسترس قرار دادن دوچرخه ها

کپنهاگ اولین شهری بود که سامانه دوچرخه کرایه ای را جهت تشویق مردم به استفاده از این شیوه حمل و نقل  راه اندازی کرد. مردم می توانند دوچرخه های شهری را در حدود 2 دلار و 50 سنت کرایه کنند؛ زمانیکه استفاده آنها تمام شد، به سادگی دوچرخه ها را در هر یک از 110 توقفگاهی که در اطراف مرکز شهر واقع گردیده است، رها کرده و پول آنها پس داده می شود.

k03


 http://www.metropolismag.com