روانشناسی رنگ ها در شهرسازی

روانشناسی رنگ ها در شهرسازی 

دانلود 

جنبش خزنده هویت‌زدایی

 معماری مهم‌ترین نماد تمدن و مصداق فرهنگی یک کشور است. اگر بتوان معماری کشوری را به طور مستقیم به دست گرفت یا در آموزش دانشگاه و رسانه‌های رنگین و بی‌تخصص معماری که از موهبت عدم‌حق مولف برخوردارند و در آنها می‌توان بر خلاف کشورهای دیگر جهان هر طرحی را از هر طراحی به رایگان اشاعه داد نفوذ کرد و نیز افرادی را که با نشخوار اظهارات معماران و فیلسوفان غربی دچار توهم خود بزرگ‌بینی می‌شوند، نوازش کرد. دژ مستحکم این ملت فتح می‌شود. چنانچه شاهدیم به چه سرعتی بافت و معماری و در نتیجه زندگی و افکار مردم شهرهایی چون تهران، اصفهان، مشهد و تبریز چنان از هویت تهی می‌شود که هرگونه مکان‌یابی، حس تعلق به سرزمین، تشابهات فرهنگی میان اقوام و پیوند به نسل‌های گذشته منهدم می‌شود.

ادامه نوشته

هنر و معماری ایرانی اسلامی

نام گذاری شیوه های مختلف هنر و معماری ایران

 معمولاً دوره های هنر و معماری ایران را منسوب به نام حکومت ها و شاهان می نمودند؛ اما دکتر پیرنیا نظر دیگری مبنی بر نام گذاری بر اساس مکان پیدایش و به اوج رسیدن شیوه ها دارند. ایشان تمام دوره های هنر و معماری ایران را به شش شیوه تقسیم بندی می کنند که دو شیوه مرتبط با قبل از اسلام و چهار شیوه مربوط به دوران اسلامی می باشد.

دو شیوه قبل از اسلام شیوه های پارسی و پارتی است که شیوه پارسی (رایج در زمان های ماد و هخامنشی) بر اساس هنر و معماری اورارتو و شیوه پارتی از حمله اسکندر تا ظهور اسلام و بر اساس هنر و معماری ایلامی می باشد و اما شیوه های دوران اسلامی عبارتند از: خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی

هنر و معماری ایلامی


معماری ایلامی نسبت به معماری اورارتو منعطف بوده، طوری که معماری ایلامی معماری سنگی نیست، بلکه معماریی بر اساس آجر است. به این دلیل در این دوران استفاده از پوشش خمیده متداول می گردد و همین به معماری انعطاف می دهد. خشکی و خطوط دقیق و مشخص کم کم متمایل به انعطاف می شود. این نوع معماری با نقوش مخصوص خود (نقوشی که با نقوش متداول در معماری قبل از حمله اسکندر فرق دارد) پیش می رود و تکامل می یابد. نقوش قبلی دارای نظم قاطع و مشخصی بودند، ولی نقوش ایلامی نظم منعطف تری دارند. انواع پوشش های خمیده در این دوره وجود دارد. 

هنر و معماری اورارتوها


معماری اورارتو معماری است سنگی با خطوط مستقیم، محور و دیوارهای مشخص همراه با ستون و ستاوند و پوشش های تخت. آریایی ها مدتی از هنر و تمدن اورارتو بهره مند می شوند (در جنوب خزر) و دوباره در نواحی جنوبی و در اروپا پخش می شوند.

اورارتوها قومی هوشمد بودند که کشاورزی می کردند و پیوند زدن را می دانستند.

از زمان مهاجرت آریایی ها تا حمله اسکندر و انقراض سلسله هخامنشی (دوره ماد و هخامنشی)، هنر و معماری بر اساس هنر و معماری اورارتو در این مرز و بوم وجود داشته است. اوج این معماری در تخت جمشید دیده می شود. بعد از حمله اسکندر و گذشت دوران سردرگمی، زمانی که ایرانیان شروع به ساخت و ساز می کنند. متوجه هنر و معماری ایلامی ها می شوند.


لازم به ذکر ست که در تخت جمشید نیز که بنایی است بر سبک و سیاق هنر و معماری اورارتوها. تا حدودی در کانال های فاضلاب و آب های زیرزمینی، معماری ایلامی و پوشش قوسی به کار رفته است.


ماهیت و مفاهیم "فرهنگ"

فرهنگ مرکب است از: «فر» و «هنگ»؛ 

«فر» یا پیشوند است، و یا به معنی های:

- نیروی معنوی، شکوه، عظمت، جلال و ... و درخشندگی.

«هنگ» از ریشه ثنگ اوستایی است؛ و به معنی کشیدن و به معنی تعلیم و تربیت. 

فرهنگ چهار عنصر دارد:

- عنصر فرد

- عنصر خانواده

- عنصر اجتماع

- عنصر جامعه

فرهنگ در قالب های متعدد جلوه گر است:

- قالب رفتاری، کرداری و گفتاری.

- قالب هنری.

- قالب اقتصادی.

- قالب اجتماعی.

- قالب صنعتی.

فرهنگ ابعاد مختلف دارد:

- بعد فردی

 - بعد خانوادگی.

- بعد قومی

- بعد قبیله ای.

- بعد نژادی.

فرهنگ ها، حوزه ها، پهنه ها، ... و گستره های متمایز دارد:

- پهنۀ محله

- پهنۀ شهر

- پهنۀ کشور

- پهنۀ منطقه

- پهنۀ قاره

از میان تعاریف،آنچه دراین گروه فراهم شده، گویاترین است؛ و به تعریف فرهنگ نزدیک تر وازمجموع تعریف های این گروه شاید بتوان تا حدودی به ماهیت فرهنگ پی برد:

  فرهنگ، تجلی خصوصیات خاص قومی است، که آن را از قومی دیگر متمایز می کند.

فرهنگ، تمامی خصوصیات رفتاری و گفتاری بجا مانده از نسل های پیشین است.

فرهنگ، مجموعه میراث های ادبی و هنری جامعه است.

فرهنگ، عبارت است از الگوهای مشترک زندگی و رفتارهای متقابل که افراد از جامعه فرا می گیرند.

فرهنگ، فرآیند پویای راه و رسم، عرف و عادات مشترک زندگی گروهی انسان­هاست.

فرهنگ، ماهیت اجتماعی و معنوی یک قوم است.

فرهنگ، لطافت ها و ظرافت های روابط و برخوردهای افراد جامعه است.

فرهنگ، رفتار خاص افراد یک قوم است که آن را از اقوام دیگر ممتاز می کند.

فرهنگ، تمامی سنت های اجتماعی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.

فرهنگ، مجموعه کردارها و رفتارهای گروهی مردم یک جامعه است.

فرهنگ، آن بخش از آداب زندگی است که همۀ اعضای یک گروه در آن مشترکند.

فرهنگ، ابعاد فردی و اجتماعی جمیع رفتارهای انسانی است.

فرهنگ، انبوه رفتارهای همگانی است، که در زندگی اجتماعی کسب شده و از طرق گوناگون به نسل های بعدی انتقال می یابد.

 - فرهنگ، تجلی اندوخته های معنوی انسان است.

- فرهنگ، از قوه به فعل درآمدن بضاعت معنوی است.

- فرهنگ، تمامی اندوخته های معنوی انسان در زمان و مکان است.

- فرهنگ، ظهور، بروز و حضور توان و بضاعت معنوی انسان است.

- فرهنگ، ویژگی های معنوی انسان است که در ضمیر او، و در اندرون خویشتن اوست؛ و هنگامی قابل درک و تشخیص است که از قوه به فعل درآید.


 - فرهنگ، انسان ساز است وتمدن را انسان می سازد.