روانشناسی رنگ ها در شهرسازی

روانشناسی رنگ ها در شهرسازی 

دانلود 

وندالیسم

وندالیسم 

(تخریب گرایی) 

 vandalism  

دانلود 

بررسی شخصیت روانشناسی انسان و طراحی محیطی

بررسی شخصیت روانشناسی انسان  

  (بالغ، والد، کودک)

تحلیل رفتار متقابل

و  

طراحی محیطی 

دانلود

حس تعلق مکان،عامل تقویت ارتباطات اجتماعی

دانلود مقاله

حس تعلق به مکان،عامل تقویت ارتباطات اجتماعی

نگاهی به جایگاه و ویژگی های شهری محله امیریه شهربجنورد

 

پارک های شهری وارتقاء کیفیت زندگی شهری

 

پارک های شهری وارتقاء کیفیت زندگی شهری

دانلود مقاله

پیاده مداری و کیفیت محیط شهری

پیاده مداری:

پیاده مداری موضوعی است که با ماهیت فضای شهری که حضور انسان را طلب می کند و با تعاملات اجتماعی و برپایی آیین ها و مراسم و زندگی جمعی (یا زندگی در جمع) رابطه دارد.

هر شهری ویژگی های خاص خود را دارد به همین دلیل به برخی از نکات بحث پیاده مداری اشاره می شود.

- یکی از بهترین حالت ها آن است که عملکردهای پیرامون یک فضای شهری پیاده، مجموعه ای از عملکردهای مورد نیاز و مورد مراجعه ی مردم باشند.

- شبکه ای مرتبط و هماهنگ از فضاهای پیاده مدار می تواند به انحا مختلف مطلوبیت محدوده ی وسیعی از شهر را افزایش دهد.

- وجود خدمات متناسب و مورد نیاز مراجعین در حاشیه ی پیرامونی فضا.

اصل قرار دادن انسان (مراجعین) و نیازهای او، در مقابل اصل قرار دادن خواسته های صاحبان و مالکان عملکردهای مجاور فضای پیاده.

- ارتباط برقرار کردن بین فضاهای شهری (فضاهای باز و عمومی) و فضا های طبیعی (سواحل، مسیرهای دسترسی به جنگل ها، کناره ها و کوه ها).

هویت و کیفیت محیط شهری

هویت:

موضوع هویت به تناسب و نسبت رابطه انسان با خداوند جل و علا مربوط می شود.

مولفه های هویتی در دو گروه اصلی شکل و محتوا قابل طبقه بندی هستند.

در گروه اول(گروه بارزه های شکلی) می توان از نشانه، اندازه، تعداد جمعیت، تمیزی، آلودگی، عملکرد، شلوغی، تاریخ و امثالهم نام برد. 

در گروه دوم یا بارزه های محتوایی هویت نیز موضوعاتی چون نمادها، معنی، تاریخ، فرهنگ مردم، عملکرد، رفتار، زیبایی، پاکی و از این قبیل قابل ذکر هستند.

برخی از مولفه های هویتی، در هر دو گروه ذکر شده اند که این موضوع به وسعت و چند بعدی بودن آن مولفه مربوط می شود.

یکی از مهمترین این موضوعات، ارزش و جایگاه و مقام و حتی تقدس مکان و فضا است. این امر مسلمی است که مکان ها (وبه ویژه برخی از آنها) از نظر انسان (جامعه، تمدن، فرهنگ یا پیروان یک دین) واجد مدارج و مراتب مختلف ارزشی هستند.

تحلیل پارک های شهری



دانلود مقاله

 تحلیل فضایی مبلمان شهری وتأثير آن بر رضايت شهروندان 


                                  

 

 

حس مكان از ديدگاه روان شناسي محيطي

حس مكان از ديدگاه روان شناسي محيطي

اصطلاح حس مكان از تركيب دو واژه حس و مكان تشكيل شده است .واژه حس در فرهنگ لغات آكسفورد سه معناي اصلي دارد : نخست يكياز حواس پنج گانه؛ دوم احساس، عاطفه و محبت  كه در روان شناسيبه درك تصوير ذهني گفته مي شود يعني قضاوتي كه بعد از ادراك معنايشئ نسبت به خود شئ در فرد به وجود مي آيد كه مي تواند خوب، جذابيا بد باشد؛ سوم ، توانايي در قضاوت درباره يك چيز انتزاعي ، مثل معنايحس در اصطلاح حس جهت يابي كه به مفهوم توانايي يك فرد در پيداكردن مسير يا توانايي مسير در نشان دادن خود به انسان است و در نهايتحس به معناي شناخت تام يا كلي يك شئ توسط انسان مي باشد. اما واژهحس در اين اصطلاح بيشتر به مفهوم عاطفه، محبت، قضاوت و تجربهكلي مكان يا توانايي فضا در ايجاد حس خاص يا تعلق در افراد است .

ادامه نوشته

سرزندگی در شهرسازی

خلق یک فضای معماری دریک شهر ایرانی - اسلامی ، ضمن تقویت روحیه ایرانی وپرهیزازهرگونه تقلید وراه حل های غیر ایرانی ، باعث ایجاد جاذبه وسرزندگی رویکردی پویاست ومی تواند نشاط ورضایتمندی وحس مطلوبیت را درشهروندان ایجاد نماید.این نوشتار،کوششی درجهت بالا بردن توانایی ومهارت ها برای دربرگیری وتلفیق اجزای نوظهور معماری وشهرسازی دریک کل منسجم ، ورسیدن به شهری سرزنده وپویا ، باتوجه به هویت ملی وفرهنگی است ، هویتی که فراتر ازفردیت ، به کلیتی به نام جامعه تعلق دارد. 

ادامه نوشته

رنگ درمعماری و شهر سازی


اهمیت رنگ درمعماری و شهر سازی 

هدف این نوشتارمشخص کردن جایگاه دنیای رنگ در فضاهای شهری ایران،از گذشته تا امروز است. در این نوشتاردوره ی صفویه که دوران تکامل استفاده از رنگ است، با جزئیات بیشتری مورد بررسی خواهد گرفت. در اینجا سعی بر این است تا اهمیت رنگ،عنصری که امروزه به دست فراموشی سپرده شده یاد آوری گردد، چرا که دیگر آن را به معنا و مفهوم واقعی آن در فضاهای شهری نمی توان یافت.


ادامه نوشته

هویت شهری (urban  identity)

هویت شهری (urban  identity)

·        به طور کلی هویت نوعی آگاهی و درک از خود است که از رهگذر تاسیس دیگری حاصل می شود. هویت به معنای به تصویر کشیدن خود است. هویت قرارگاهی است که در آن خود و من در برابر دیگری جای می گیرد. در این تعریف عناصر و اجزایی وجود دارد که با پرداختن به آن ها، استنباطی دقیق تر از هویت به دست می آید این عناصر عبارتند از آگاهی، خود، دیگری و رابطه با دیگران


 

                                     

 

ادامه نوشته

پل های سواره و روگذر، فضاهای بی‌دفاع شهر



سال های سال خیابان در تصرف پیاده ها بود. بزرگسالان برای خرید مایحتاج به خیابان ها می آمدند،کودکان در کوچه پس کوچه های شهر بازی می کردند. رفته رفته عملکرد این خیابان ها جای خود را به اتومبیل داد.خیابان ها تعریض شد،آسفالت تمام سطح آن را پوشاند و طی مدت کمی عابرین از خیابان ها عقب و به کناری رانده شدند.

 

در این میان پل های روگذر و زیرگذر نمادی از مدنیت و شهرنشینی به شمار آمد.بسیار قبل تر در تهران روگذرهای خیابان انقلاب ، سیدخندان و ... احداث شد و متاسفانه امروزه بعد از گذشت چندین سال ادامه این تفکر را در سایر شهرستان ها می بینیم.
شاید سواره ها راضی از این روگذرها و زیرگذرها باشند ولی با نگاهی عمیق تر به موضوع درمیابیم که سوای از آسیب های کالبدی و منظری به شهر، این روگذرها موجب به وجود آمدن بسیاری از آسیب های اجتماعی در شهرها می شوند.
در مباحث شهرسازی این فضاها را به عنوان فضاهای بی دفاع نام گذاری می کنند.یعنی فضاهایی که به دلیل مشخصات کالبدی و فیزیکی فی النفسه مورد هجوم انواع آسیب های اجتماعی قرار می گیرند و به مرور زمان به عنوان غده ای در شهر شناخته می شوند.
فضای زیر پل های سواره نه به پیاده تعلق دارد و نه به سواره. بلااستفاده ماندن این فضاها - خصوصا در شب - سبب شکل گیری بزه در آنها می‌شود. معتادان و بی خانمان‌ها فضای مناسبی را برای خود در این مکان‌ها جستجو می‌کنند و دزدها و زورگیرها مخفی گاه خوبی برای در کمین نشستن به انتظار شکار می‌یابند و به مرور زمان برای خود مالکیت تعریف می کنند. دیگر حتی نورپردازی و گذاشتن آب نما هم چاره کار این معضل نیست.
در بهترین شرایط این فضاها به عنوان محلی برای ایستگاه های تاکسی خطی در نظر گرفته می شود که در این حالت انبوهی از تاکسی، ون و مینی بوس هایی را می بینیم که کربن را به درون بدن عابرین فرو می کنند. شاید پل سیدخندان مثال مناسب آن باشد که در حال حاضر یکی از کانون های آلوده ساز شهر تهران محسوب می شود.
عابر پیاده هنگام مواجهه با این پدیده (پل روگذر) باچنان هیولایی برخورد می کند که فرار را بر قرار ترجیح می دهد.صدای هولناک حرکت اتومبیل ها در روی پل و بازتاب صدای آنها در زیر پل چنان هیاهویی را ایجاد می کند که حس ناامنی نام مناسبی برای آن است.عدم وجود مقیاس انسانی در ابعاد و اندازه های آن نیز بی تاثیر در آن نیست. انسان در این فضا احساس حقارت می کند و هیچگونه احساس تعلقی با آنها برقرار نمی کند.
این عوامل دست به دست هم می دهند و سبب این می شوند که این فضاها که در واقع جزیی از شهر هستند هیچوقت با شهر پیوند برقرار نکنند و به عنوان زایده ای در شهر باقی بمانند. شهروندان نیز هیچگاه این فضاها را از آن خود نمی دانند. بنابراین،هیچ نظارت عمومی نیز بر روی آن ها صورت نمی گیرد.
پاکیزه نگه داشتن این فضاها دیگر اهمیتی برای شهروندان ندارد چرا که فضا متعلق به آن ها نیست. به راحتی آشغال های خود را در این مکان ها خالی می کنند. هیچوقت در آن ها حضور ندارند مگر به اضطرار. هنگام مواجهه با چنین هیولایی خود را در برابر سدی مشاهده می کند که گذر از آن مانند وارد شدن به عرصه نبرد نابرابر است؛ نبرد انسان با اتومبیل های بی رحمی که با سرعت زیاد مانع عبور وی از خیابان می شوند.
در تمام کشورهای توسعه یافته که قدمت شهرنشینی بالایی دارند به جز آمریکا، که توسعه شهرهای آن نیز برمبنای اتومبیل است، توجه به عابر پیاده از مهم ترین ارکان توسعه آن هاست؛ چرا که رونق و سرزندگی در شهرها مدیون حضور پیاده در تمام فضاهای شهری است، نه حضور اتومبیل.
در نتیجه این وضعیت با شهری مواجه می شویم که هیچ گفتگویی با شهروندانش برقرار نمی کند و جامعه ای بی تفاوت را تربیت می کند که به خود اجازه می دهد تمام شهر را آسفالت کند و با اتوموبیل های رنگارنگ خود به روح و روان هر پیاده ای تجاوز کند. (البته در حال حاضر به سبب وجود فضاهای ارزشمند گذشته در مرکز شهر هنوز راه نجات داریم)
با نگاهی جامعه شناختی به پدیده شهر می توان دریافت که شاید راهکار مناسب معضل ترافیک های شهری پل های روگذر نباشد و این درمان موقت باعث بروز زخم های عمیقی در شهر خواهد شد که ترمیم آن هزینه های مالی و اجتماعی بسیاری را به دنبال خواهد داشت.
این پل ها اگر بتوانند مشکلات ترافیک را موقتا حل کنند در درازمدت خود به عنوان گلوگاه های ترافیکی معضل را دوچندان می کنند. کما این که در حال حاضر این موضوع را می توان در روگذرهای شهر تهران مشاهده کرد. این سوال همواره در ذهن ها باقی می ماند که نقش این پل ها در شهر چیست؟ پل هایی که نه نقش ترافیکی خود را به خوبی ایفاء می کنند نه فضای مناسبی در شهرها برای عابرین ایجاد می کنند. علاوه بر اینکه تهدیدی جدی برای منظر شهری به شمار می روند. پس چرا ساخته می شوند؟ چرا هنوز به ساختنشان با جدیت ادامه می دهند؟ چرا این معضل را در سایر شهرهای دیگر سرایت می دهند؟ اگر این پل ها نشانی از مدنیت و شهرنشینی است پس چرا در کشورهای اروپایی خبری از این پل ها نیست.

فضاهای شهری وتوسعه اجتماعی


فضاهای شهری و ایجاد حس مکانی

حس مکان حاصل ارتباط درونی انسان، تصورات ذهنی و ویژگی­های محیطی است. حس مکان مفهومی پیچیده از احساسات و دلبستگی انسان نسبت به محیط است.

حس مکان عاملی است که میان انسان و مکان ارتباط برقرار کرده و وحدت به وجود می­آورد.

ویژگی­های کالبدی با تسهیل فعالیت­ها و ایجاد هویت، حس مکان را تقویت می­کند.

«تعلق اجتماعی به مکان» و «ریشه داشتن در مکان»هرکدام به نوبه خود در ایجاد حس مکان در فضای شهری تأثیرگذارند.


فضاهای شهری و شکل گیری خاطره جمعی

فضاهای شهری بستر شکل گیری خاطره ها است، این فضاها بستری است که در آن حیات مدنی جریان می یابد.

گاهی اجرای یک مراسم آیینی عامل شکل گیری خاطره در خیال است


فضاهای شهری بستر وقوع تعاملات اجتماعی

فضاهای شهری فضایی اجتماعی محسوب میشود

فضاهای شهری به واسطه طیف وسیع مخاطبان خود که با انگیزه­های متفاوت در آن حضور می یابند، بستر وقوع زندگی جمعی اند فضاهای شهری تماس مستقیم با زندگی روزانه شهروندان دارد و بیش از سایر فضاها بر زندگی جمعی و فرهنگ آنان تاثیر می گذارد

در این فضاها شهروندان گرد هم می آیند تا من خود را تبدیل به ما کنند


توسعه اجتماعی اساسا به معنای تقویت سرزندگی جامعه مدنی و افزایش ارزشهای اجتماعی و فرهنگی است.

کیفیت زندگی شهری


شهر تنها شامل بناها نیست، بلکه فضای بین ساختمانها، کوچه، میدان،فضای سبز، عناصر پرکننده، کاربریها و حضور و همراهی مردم است که موجودیت شهر را می سازد و به آن بها می دهد. مردم فعالیتهای خود را در قالب 3 پهنه : زندگی،کار ، تفریح، در فضاهای عمومی انجام می دهند. چهره شهر مانند موزه و نگارخانه ای است که هر روز نمایشگاه آثار متنوع مردم و منظر تاریخ و فرهنگ تمدن بشری است. محیط شهر، محیط زندگی شهروند را تشکیل می دهد. بنابراین مدیران، طراحان و افراد متخصص می بایستی محیط را بگونه ای تجهیز کنند که شرایط زندگی و زیست محیطی آن از " سطحی عالی " برخوردار باشد.

کیفیت، مفهومی چند وجهی است که از طریق " واقعیت فیزیکی موجود" مانند "زیبایی محیط و اجزای آن " و " پاسخگویی به نیاز انسانها"، در ذهن و روان آدمی شکل می گیرد و تبدیل به تجربه ای مطلوب و خوشایندمی گردد.

 " کیفیت فضای شهری" یعنی " ترکیب بندی فضاهای باز و بسته"، بگونه ای که از نظر" عملکرد و زیبایی"، رضایت بخش باشد.

 مشکل اساسی شهرهای امروز این است که شهروند نمی تواند به آسانی با شهر

" روابط حسی مطلوب و دلپذیر" برقرار نماید. هنوز در بسیاری از فضاهای شهری، روابط و نیازهای انسانی توجه نشده است،بنابراین قبل از هرگونه مداخله در سطوح کلان شهری، بایستی اهداف شکل گیری و جایگاه پروژه های شهری تعریف شود و شاخصه های بصری ادراک محیط و کیفیت فضایی مورد بازشناسی قرار گیرد.

برای نیل به این شناخت واقعی و هوشمندانه پیشنهادات ذیل راهگشاست:

۱- تفاهم نظر مسئولان، مدیران و مردم:

  • همکاری دولت و مجموعه شهرداری
  • هماهنگی کلیه مدیران و مسئولین شهری
  • دعوت از هنرمندان و متخصصین
  • مشارکت مردمی

۲- بازسازی و نوسازی: فضای عمومی یک شهر تنها جنبه کاربردی ندارد." توجه به نیازهای انسانی از دیدگاه معنوی ، روانی و هویت شناسی" ضروری است.

۳- طبیعت شهری :فضاهای طبیعی شهر شناسایی و نگهداری شوند. توسعه فضای سبز، احترام به پرندگان، گسترش طبیعت گردشگری، حرکت و صدای آب . . .

۴- پیاده رو و پیاده راه :طراحی فضاهای  عمومی با قابلیت دسترسی پیاده ،کارایی فضاهای شهری راافزاش خواهدداد.

۵- مناسب سازی و توانبخشی: فضای شهر برای حداکثر افرادجامعه قابلیت استفاده داشته باشد:معلولین، کودکان،سالمندان و . . .

۶- هویت شهری: شناسایی الگوها و نمادهای باارزش برای باز زنده سازی نشانه ها و هویت شهر و محله آن
۷- ارتباط ملی و بین المللی: تبادل اطلاعات، آگاهی از دانش روز و پروژه های شهری مختلف

8- کیفیت و تعالی: بعنوان یک اصل در تمامی موارد رعایت شود
۹- نقاط عطف بصری: ایجاد و توسعه چشم اندازهای عمومی و نشانه های شهری
10- نگهداری و حفاظت: برنامه ریزی برای حفظ طرحهای ایجاد شده و نگهداری ارزشهای قدیمی و سنتی شهر . . .

                                    هرم سلسله مراتب نیازهای مازلو

هرم سلسله مراتب نیازهای مازلو

آبراهام مازلو (Abraham Maslow) نظریه روانشناسی خود را به عنوان «نظریه انگیزه‌های انسان» در سال 1943 ارائه کرد.

او افراد موفق بسیاری را مورد مطالعه قرار داد که در میان آن‌ها مشاهیر علمی و سیاسی، دانشجویان برجسته دانشگاه‌ها و … حضور داشتند. او معتقد بود مطالعه افراد ناتوان و بی‌چاره به یک نظریه روان‌شناسی ناتوان و بی‌چاره منتهی می‌شود.

به نظریه مازلو انتقادات مهمی هم وارد است. مثلا گروهی بر این باورند که نیازهای اساسی انسان خطی و سلسه‌مراتبی نیستند و اجزای تغییر ناپذیر هستی انسان‌اند.

آشنایی با نظریه مازلو دید خوبی به فرد می‌دهد ولی نباید آن‌را بیش از حد تعمیم داد و سعی کرد همه رفتارهای انسانی را در چارچوب آن گنجاند.
هرم مازلو



سلسله مراتب نیازهای مزلو غالباً به صورت یک هرم نشان داده می‌شود. در سطوح پائین‌تر هرم، ابتدائی‌ترین و پایه‌ای‌ترین نیازها و در بالاترین سطح هرم، نیازهای پیچیده‌تر قرار دارند.

مازلو نیازهای اساسی انسان را در یک هرم جای داده است که دارای 5 طبقه است. طبقات پایین‌تر هرم نیازهای حیاتی‌تر و ساده‌تر و طبقات بالاتر نیازهای پیچیده‌تر ولی کمتر حیاتی را نشان می‌دهند. نیازهای طبقه‌های بالاتر فقط وقتی مورد توجه فرد قرار می‌گیرند که نیازهای طبقه‌های پایین‌تر برطرف شده باشند.

هرگاه فردی به طبقه‌ بالاتر حرکت کرد، نیازهای طبقه پایین‌تر چندان مورد توجه اصلی او نخواهد بود. اگر هم به صورت موردی به یک نیاز در طبقه‌های پایین‌تر احتیاج پیدا کند به صورت موقتی اولویت آن نیاز را بالا می‌برد ولی هرگز به صورت دائمی به طبقه پایین‌تر باز نمی‌گردد. به عنوان مثال یک شخص موفق از لحاظ تجاری که کارش را نیز دوست دارد در صورتی که مبتلا به سرطان شود (نیاز طبقه پایین: سلامتی) وقت و انرژی زیادی را برای بهبود یافتن صرف می‌کند، اما همچنان به کار و موقعیت‌اش به عنوان یک فرد موفق خواهد بالید و احتمالا در صورت توان به کارش باز خواهد گشت.

هرم سلسله مراتب نیازهای مازلو یا به طور خلاصه هرم مازلو، نظریه آبراهام مازلو نظریه پرداز کلاسیک در مورد نیازهای انسان است.


این نظریه در میان بینش‌ های حاصل از جنبش روابط انسانی در مدیریت مقارن با دوران رکود اقتصادی بزرگ غرب از اهمیت ویژه برخوردار بوده و نظریه‌ای بنیادین محسوب می‌شود. این نظریه از نظریه‌های محتوایی در مورد انگیزش به شمار می‌آید. نظریه‌ های محتوایی چیستی رفتارهای برانگیخته را شرح می‌دهند و به طور عمده با آنچه در درون فرد یا محیطش می‌گذرد و به رفتار فرد نیرو بخشیده سرو کار دارد؛ به عبارت دیگر این نظریه‌ها، به مدیر نسبت به نیازهای کارکنانش بینش می‌دهند و به او کمک می‌کنند تا بداند کارکنان به چه چیزهایی به عنوان پاداش کار یا ارضا کننده‌ بها می‌دهند؛ در حالیکه نظریه‌های فراگردی چگونگی و چرایی برانگیختگی افراد را توصیف می‌کنند.

به اعتقاد مازلو نیازهای آدمی از یک سلسله مراتب برخوردارند که رفتار افراد در لحظات خاص تحت تأثیر شدیدترین نیاز قرار می‌گیرد. هنگامی که ارضای نیازها آغاز می‌شود، تغییری که در انگیزش فرد رخ خواهد داد بدین گونه است که به جای نیازهای قبل، سطح دیگری از نیاز، اهمیت یافته و محرک رفتار خواهد شد. نیازها به همین ترتیب تا پایان سلسله مراتب نیازها اوج گرفته و پس از ارضاء، فروکش کرده و نوبت به دیگری می‌سپارند.

 

نیازهای انسان 

در این نظریه، نیازهای آدمی در پنج طبقه قرار داده شده‌اند که به ترتیب عبارتند از:


اول : نیازهای زیستی
نیازهای زیستی در اوج سلسله مراتب قرار دارند و تا زمانی که قدری ارضا گردند، بیشترین تأثیر را بر رفتار فرد دارند. نیازهای زیستی نیازهای آدمی برای حیات خودند؛ یعنی: خوراک، پوشاک و مسکن. تا زمانی که نیازهای اساسی برای فعالیت‌های بدن به حد کافی ارضاء نشده‌اند، عمده فعالیت‌های شخص احتمالاً در این سطح بوده و بقیه نیازها انگیزش کمی ایجاد خواهد کرد؛

دوم : نیازهای امنیّتی
 

نیاز به رهایی از وحشت، تأمین جانی و عدم محرومیت از نیازهای اساسی است؛ به عبارت دیگر نیاز به حفاظت از خود در زمان حال و آینده را شامل می‌شود؛


سوم : نیازهای اجتماعی
یا احساس تعلق و محبت؛ انسان موجودی اجتماعی است و هنگامی که نیازهای اجتماعی اوج می‌گیرد، آدمی برای روابط معنی‌دار با دیگران، سخت می‌کوشد؛



چهارم : احترام

این احترام قبل از هر چیز نسبت به خود است و سپس قدر و منزلتی که توسط دیگران برای فرد حاصل می‌شود. اگر آدمیان نتوانند نیاز خود به احترام را از طریق رفتار سازنده برآورند، در این حالت ممکن است فرد برای ارضای نیاز جلب توجه و مطرح شدن، به رفتار خرابکارانه یا نسنجیده متوسل شود؛


پنجم : خودشکوفایی
یعنی شکوفا کردن تمامی استعدادهای پنهان آدمی؛ حال این استعدادها هر چه می‌خواهد باشد. همان طور که مازلو بیان می‌دارد: «آنچه آنسان می‌تواند باشد، باید بشود».

به طبقه‌بندی مذکور دو نیاز « دانش‌اندوزی و شناخت و درک پدیده‌ها » و « نیاز به زیبایی و نظم » نیز اضافه شده است؛ که قبل از نیاز به خود شکوفایی قرار می‌گیرند.


ویژگی های انسان خود شکوفا:


- حس تشخیص واقعیت، آگاهی از شرایط موجود و واقعی، واقع گرا، قضاوت بی طرفانه و عینی و نه بر اساس طرز تفکر شخصی و متعصبانه.

- طرز نگرش بر مشکلات به عنوان چالشها و شرایطی که نیـاز بـه راه حل دارند و نه به عنوان حربه ای برای شکوه گری و توجیهات فردی.

- نیاز به حریم و تنهایی و توانایی تحمل تنهایی.

- متکی به قضاوتها و تجارب خویش، مستقل، عدم اتکاء بـه فـرهنـگ و محـیـط پـیرامون خود برای شکل گیری عقاید و دیدگاه ها.

- عدم تأثیر پذیری از فشارهای اجتماعی.

- دموکراتیک، منصف و بدون قائل شدن به تبعیض، پذیرش و لذت بردن از تمامی فرهنگـها، نژادها و تفاوتهای فردی انسانها.

- از لحاظ اجتماعی دلسوز و مهربان، دارای خصوصیات انسانی و بشر دوستانه.

- پذیرش افراد همانگونه که هستند و عدم تلاش برای تغییردادن آنها.

- در کنار دیگران راحت بودن، با وجود هر نوع گرایش نا متعارف دیگران.

- خود انگیخته و با اصالت بودن، با خویشتن صادق است، هـمان گـونـه که دوست دارد رفتار می کند و نه آنگونه که دیگران از وی می خواهند.

- شوخ طبع بودن البته حس شوخ طبعی ایی که متوجه خود و یا وضعیت کلی بشریت است و نه دیگران.

- تعداد محدودی دوست صمیمی دارد و نه تعداد زیادی رابطه سطحی.

- علاقه مند به همه چیز حتی امور عادی.

- خلاق-مبتکر و اصیل.

- بدنبال تجارب ناب و دستیابی به موفقیت هایی است کـه اثـری مـانـدگـار از خود بجای گذارد.

صفات اصلی فضاهای شهری مطلوب

صفات اصلی فضاهای شهری مطلوب

زیبایی:

برخی از متخصصین اصولا فضایی را به عنوان فضای شهری می شناسند که در کالبد آن فضا تناسبات زیبایی شناسانه وجود داشته باشد.

زیبایی بارزترین ویژگی یک فضای شهری مطلوبی است که همه اجزا آن هنرمندانه خلق و کنار هم قرار گرفته اند.

زیبایی به زیبایی محسوس و بصری منحصر نشده و  زیبایی کیفی و زیبایی معنوی نیز (که  ماورا ساحت های نفسانی و روحانی انسان هستند) در تفسیر زیبایی شناسانه شهر و فضای شهری ایفای نقش می کنند.

علاوه برعناصر و اجزا انسان ساخت فضا، عناصر طبیعی و به ویژه انواع گیاهان و آب از عواملی هستند که می توانند زیبایی فضا را ارتقا ببخشند و فضای ساخت را زیباتر نمایند.

جاذبه:

به معنای وجود ویژگی هایی در فضاست که به عنوان جاذب و مشوق مردم برای حضور در فضا ایفای نقش می کنند.

این ویژگی های جاذب اعم از زیبایی، امکانات تفریح و سرگرمی، عملکردها و کاربری های پاسخ گو به نیازهای مختلف انسان، مشارکت در فعالیت های جمعی، ملاقات های دوستانه، تعاملات اجتماعی، بهرمندی از طبیعت مناسب، گذران مطلوب اوقات فراغت، دسترسی مناسب و امثالهم می باشند. که به تنهایی یا تواماً مردم را به حضور در فضا تشویق و ترغیب می کنند.

در این زمینه باید توجه کنیم که جاذبه و زیبایی علی رغم همپوشانی هایشان، بر یکدیگر منطبق نیستند.

روزآمدی:

فضاهای شهری باید به گونه ای طراحی و ایجاد شوند و مورد بهره برداری قرار گیرند، که این فضاها از کهنگی و بی فایدگی و ناکارآمدی مصون بمانند. در واقع، رعایت انعطاف پذیری و همچنین چند عملکردی بودن و قابلیت مورد استفاده بودن در زمان های مختلف که اصول مهمی در طراحی فضا هستند، می توانند زمینه ساز روزآمدی فضا های باز شهری باشند، یکی از اصلی ترین نشانه های روزآمدی فضاهای باز در شهر، قابلیت آنها برای برپایی آیین ها و مراسم و جشن های مختلفی هستند که جامعه به آنها می پردازد.

ایمنی و امنیت:

احراز شرایط امن و ایمن، مطلوبیت فضا را افزایش داده و فضا را برای فعالیت های عمومی فراهم می کند.

امنیت مورد نظر، به امنیت فیزیولوژیکی منحصر نشده و جنبه های روانی و معنوی و فرهنگی آن که می تواند از سوی بسیاری موارد، از جمله کالاها و رفتارها و افراد و فرم ها و تبلیغات و گروه های دیگر خدشه دار شوند نیز باید به جد مورد توجه قرار گیرند.

راحتی، آسایش و آرامش:

فضاهای باز شهری وقتی مطلوب تلقی می شوند و مناسب زندگی جمعی و حیات اجتماعی هستند که بتوانند متضمن راحتی، آسایش و آرامش شهروندان باشند.

بدون تامین راحتی، آسایش و آرامش، فضای شهری امکان پذیرش مردم و ایفای نقش به عنوان فضای حیات اجتماعی را دارا نبوده و نخواهد توانست پذیرای مردم باشد.

دسترسی آسان:

مراد اصلی این است که هرکس با هر وسیله ای اعم از وسیله نقلیه شخصی، حمل و نقل عمومی وحتی پیاده بخواهد به فضای شهری مراجعه کند مشکلی نداشته باشد. مثلا ایستگاه های مناسب، تواتر تردد وسیله کارآمد، پارکینگ کافی، مسیر پیاده ی ایمن و سرپناه های مناسب ضروت های دسترسی آسان و سهل و کارآمد هستند.

مقیاس انسانی:

نکته ی اصلی در این زمینه این است که اگر به توانایی ها و تناسبات فیزیولیژیک انسان توجه می شود، باید توانایی ها و نیازها و ظرفیت ها و غایت های روانی و معنوی و فرهنگی انسان نیز به جد مورد توجه و ملاک عمل قرار گیرند. تا فضا بتواند بالاترین درجه ی مطلوبیت را داشته باشد. برای نمونه، موضوعاتی چون تبلیغات، فرم های مورد استفاده، شدت صدا، رنگ ها، اثاثه شهری، نورپردازی، میزان آلودگی ها و تناسبات زمینه ها و عواملی هستند که می توانند به عنوان جلوه های مختلف مقیاس انسانی مطرح شوند. و رعایت آنها مطابق با ویژگی هایی که هر فرهنگ جامعه ای برای انسان تعریف می کند، مطلوبیت فضا را برای مردم آن فرهنگ و جامعه ارتقا خواهد بخشید.

 هویت:

موضوع هویت به تناسب و نسبت رابطه انسان با خداوند جل و علا مربوط می شود.

مولفه های هویتی در دو گروه اصلی شکل و محتوا قابل طبقه بندی هستند.

در گروه اول(گروه بارزه های شکلی) می توان از نشانه، اندازه، تعداد جمعیت، تمیزی، آلودگی، عملکرد، شلوغی، تاریخ و امثالهم نام برد. در گروه دوم یا بارزه های محتوایی هویت نیز موضوعاتی چون نمادها، معنی، تاریخ، فرهنگ مردم، عملکرد، رفتار، زیبایی، پاکی و از این قبیل قابل ذکر هستند.

برخی از مولفه های هویتی، در هر دو گروه ذکر شده اند که این موضوع به وسعت و چند بعدی بودن آن مولفه مربوط می شود.

یکی از مهمترین این موضوعات، ارزش و جایگاه و مقام و حتی تقدس مکان و فضا است. این امر مسلمی است که مکان ها (وبه ویژه برخی از آنها) از نظر انسان (جامعه، تمدن، فرهنگ یا پیروان یک دین) واجد مدارج و مراتب مختلف ارزشی هستند.

پاسخ گویی به نیازهای فرهنگی جامعه:

این پاسخ گویی زمانی میسر خواهد بود که انتظار افراد از فضا مورد توجه قرار گیرد.

به عنوان مثال در گذشته فضاهای عمومی جهت انجام فعالیت هایی برای برپایی مراسم آیینی (ملی-مذهبی) و تجمعات خاص صورت می گرفته است و به این ترتیب فضا ها و مکان ها دارای صبغه ای معنوی و روحانی بودند. این در حالی است که فضاهای عمومی امروز اکثراً به منظور تفریح، وقت گذرانی و شادمانی های کاذب ایجاد می شوند. این موضوع، موضوع بنیادینی است که غفلت از آن تبعات منفی متعددی را برای جامعه در پی خواهد داشت. اصلی ترین تبعات مغفول نهادن این موضوع دگرگونی و شبیه شدن بافت، سیما و سازمان فضایی شهرها به فضاهای بیگانه و همچنین تغییر در شیوه زیست می باشد.

امروزه به دلایلی از قبیل به اسارت ماشین درآمدن انسان و به جهت تغییر در شیوه ی زیست و در معماری و از همه مهمتر به دلیل تغییر نگرش به حیات و برای جوامعی به جهت تقلید از الگوهای غربی (در همه چیز) نوع فضای مورد نیاز، نوع تعریف از اوقات فراغت و گذران آن، و به طور کلی شیوه ی زیست انسان (خوب یا بد، صحیح یا ناصحیح یا مخلوطی از اینها) تغییر نموده است. به عنوان مثال در گذشته خانه و طبیعت در ارتباط هم بودند و نیاز افراد به طبیعت را بر طرف می کرد اما امروزه افراد نیاز به رفتن پارک دارند که در بسیاری موارد نمی توان به خوبی پاسخ گوی نیاز های شهروند ایرانی باشد.

بسیاری از فضا های مذهبی در گذشته مثل حسینیه ها و تکایا در متن زندگی جاری بودند و در بسیاری موارد فضای عمومی و خصوصی زندگی به حسینیه و تکیه تبدیل می شدند. امروزه اکثریت حسینیه ها و تکایا (شاید به پیروی از برخی فضای جمعی بیگانه مثل سینما ها و تاترها) به فضایی محصور، با در و دروازه و قفل تبدیل شده اند که فقط در ایام خاصی مورد استفاده اند.

تقویت حس وحدت در جامعه:

اصلی ترین عامل دوام، و پایداری هر امت و جامعه و ملت و تمدنی وجود وحدت آحاد آنهاست.

اهم موضوعاتی که می توانند به عنوان تاثیرات فضای شهری بر ایجاد و تقویت حس وحدت در جامعه منجر شود عبارت اند از:

احساس هویت جمعی، احساس تعلق به مکان و امکان تماس های رو در رو بین افراد جامعه.

احساس هویت جمعی:

این احساس نشعت گرفته از ارزش های معنوی است.

نمادها و نشانه ها (و به ویژه نمادهایی که معانی معنوی را در خویش مستتر دارند) از عواملی هستند که وجود و تکرار آنها در فضای شهری با توجه به احساس واحدی که در مردم به وجود می آورند کمک شایانی به احراز هویت واحد جامعه می نمایند. البته این احساس مشترک وقتی به وجود خواهد آمد که معانی مستتر در نمادها ریشه در فرهنگ ملی و ارزش های مشترک فرهنگی داشته باشند.

احساس تعلق به مکان:

احساس تعلق به مکان با رعایت قوانین و مقررات فضای شهری رابطه ی مستقیم دارد.

یکی از عوامل تقویت احساس تعلق به مکان ارتباط هویت جامعه با هویت مکان است.

سیمای عمومی شهر باید به گونه ای باشد که امکان ظهور و بروز تفاخر در آن از بین برود. زیرا تفاخر موجب فردگرایی در افراد می شود که یکی از دستاورد های مدرنیسم می باشد و می تواند احساس تعلق به مکان را تضعیف نماید.

تماس های رو در رو:

فضا های شهری در میزان امکان تماس های رو در رو بین اعضا جامعه نقش بنیادین ایفا می نمایند.

در گذشته عناصری چون مسجد، حسینیه و تکیه، میدان، حمام، بازار و... به عنوان مکانهای تجمع آحاد جامعه در یک سلسله مراتب منطقی شهری ایفای نقش می نمودند.

شاید بتوان عملکردهایی نظیر سینما، تئاتر، میادین ورزشی و... را جایگزین فضاهای ذکر شده گردانید اما باید توجه داشت که انسان در این فضا ها نقش تماشاگر و نه فعال در صحنه را، دارا می باشد.

عناصر شهری گذشته (مادامی که عقاید و باورهای جامعه تغییر نکرده) می توانند همچنان به عنوان محلی برای برخوردها و تماس های اجتماعی و عامل وحدت مردم عمل کنند.

حضور انسان:

حضور انسان یکی از معیارهای مطلوبیت فضاست.

مجاورت های فرهنگی تفریحی:

مجاورت فضاهای شهری با عناصر و فضاهایی که به ایجاد بهجت و سرور و فرح فکری و روانی و فرهنگی بینجامد، از ویژگی های مطلوبیت فضاهاست.

 

دلپذیری:

دلپذیری که به همراه زیبایی و جاذبه وسایر ویژگی ها می تواند ضمن دعوت مردم به حضور در فضا پاسخگوی نیازهای آنان نیز باشد.

برای دلپذیر بودن یک فضا ویژگی هایی وجود دارد، اصلی ترین آنها که در واقع تعریفی برای دلپذیری است عبارت است از:

تطابق ویژگی های ذهنی و عینی انسان در مورد فضا یا آن چیز است. به عبارت دیگر، میزان تطبیق انتظاراتی که هر کس از یک فضا دارد، با وضع موجود (وبه بیان دیگر پاسخگویی و تطبیق ویژگی های فضا با انتطارات انسان) میزان دلپذیری فضا را تعیین خواهد کرد.

ارتباط منطقی فضاهای شهری یک شهر:

وجود طرحی جامع و عالی که همه ی فضاهای باز شهری را در یک مجموعه و به عنوان یک واحد مد نظر قرار دهد، می تواند فضاها را از تکراری بودن و کسالت بار بودن برهاند. به این ترتیب مجموعه ی فضاهای باز شهری در عین تمایزاتی که با یکدیگر خواهند داشت، هر کدام به عنوان یک عضو نقش محوله را ایفا نموده، و در کل به عنوان یک واحد، جلوه ای از وحدت در کثرت خواهند بود.

پیاده مداری:

موضوعی است که با ماهیت فضای شهری که حضور انسان را طلب می کند و با تعاملات اجتماعی و برپایی آیین ها و مراسم و زندگی جمعی (یا زندگی در جمع) رابطه دارد.

هر شهری ویژگی های خاص خور را دارد به همین دلیل به برخی از نکات بحث پیاده مداری اشاره می شود.

- یکی از بهترین حالت ها آن است که عملکردهای پیرامون یک فضای شهری پیاده، مجموعه ای از عملکردهای مورد نیاز و مورد مراجعه ی مردم باشند.

- شبکه ای مرتبط و هماهنگ از فضاهای پیاده مدار می تواند به انحا مختلف مطلوبیت محدوده ی وسیعی از شهر را افزایش دهد.

- وجود خدمات متناسب و مورد نیاز مراجعین در حاشیه ی پیرامونی فضا.

اصل قرار دادن انسان (مراجعین) و نیازهای او، در مقابل اصل قرار دادن خواسته های صاحبان و مالکان عملکردهای مجاور فضای پیاده.

- ارتباط برقرار کردن بین فضاهای شهری (فضاهای باز و عمومی) و فضا های طبیعی (سواحل، مسیرهای دسترسی به جنگل ها، کناره ها و کوه ها).


 

 

ده گام کپنهاگ برای پیاده مداری

کپنهاگ، یکی از بزرگترین شهرهای پیاده دنیاست. اگرچه این شهر با شاخصه های میراث تاریخی ویژه اش همچون یک شبکه خیابانی قرون وسطایی باریک اعتبار یافته است اما به صورت مداوم در جهت بهبود کیفیت زندگی خیابانی خود در حال فعالیت بوده است.

به گزارش پایگاه خبری شهر الکترونیک، در 40 سالی که خیابان اصلی کپنهاگ -اشتروگت- به یک محدوده کاملاً پیاده تبدیل شده است، برنامه ریزان شهری گام‌های کوچک بی‌شماری در جهت تغییر شکل شهر از یک مکان اتومبیل مدار به یک محیط شهروندگرا برداشته اند. فضاهای پیاده مدار مرکزی این شهر در طی یک برنامه 40 ساله از ابتدای دهه 1960 تا اواخر قرن گذشته به بیش از 6 برابر افزایش یافته اند. همین اقدامات سبب شد که کپنهاگ به عنوان یکی از موفق ترین شهرهای پیاده جهان در ژوئن سال 2004 پذیرای پنجمین کنفرانس بین المللی Walk 21 با شعائر شهرهایی برای مردم باشد.

 

k01

جان گل، معمار دانمارکی و همکار مولف کتاب "فضاهای عمومی- زندگی عمومی"که مطالعه ای است درباره آنچه سبب می شود فضاهای شهر کپنهاگ کار کنند، در این باره می گوید: "در کپنهاک، ما پیشگام روش مطالعه سیستمی و ثبت مردم در شهر بوده ایم. بعد از بیست سال تحقیقات، ما قادر بوده ایم ثابت کنیم که این گامها چهار برابر بیشتر زندگی عمومی را ایجاد کرده اند." مدیریت شهر کپنهاگ برای تبدیل این شهر به یکی از بزرگترین شهرهای پیاده مدار جهان، برنامه ریزی گسترده ای را انجام داده است. در ذیل، برنامه 10 مرحله ای کپنهاگ برای ایجاد یک شهر پیاده مدار ارائه شده است1

1- تبدیل خیابانها به راههای اصلی کاملاً پیاده

شهر کپنهاک، خیابان اصلی سنتی خود، اشتروگت را در سال 1962 به یک راه کاملاً پیاده تبدیل نمود. این خیابان به دلیل مسیرهای پیچ در پیچ و باریک خود دارای شهرت بین المللی می باشد. در دهه های بعدی، آنها بتدریج خیابانهای مخصوص پیاده بیشتری را اضافه کرده، آنها را به مسیرهای با اولویت پیاده جاییکه عابران پیاده و دوچرخه سواران اولویت حرکت دارند اما عبور اتومبیل ها با سرعت پایین مجاز می باشد، متصل نمودند.

2- کاهش تدریجی ترافیک و پارکینگ


جهت ثابت نگه داشتن حجم ترافیک، مسوولان مدیریت شهری، شمار اتومبیل ها را در مرکز شهر از طریق حذف فضاهای پارکینگ به میزان 2-3 درصد در سال کاهش دادند. بین سال 1986 و 1996، شهر در حدود 600 فضای پارکینگ را حذف کرد.

3- تبدیل محوطه‌های پارکینگ به میادین عمومی

 اقدام به ایجاد خیابانهای پیاده، فضای محوطه ‌ای پارکینگ را آزاد کرده و شهر را قادر ساخت که آنها را به میادین عمومی تغییر شکل دهد.

4- متراکم و پایین نگه داشتن مقیاس

 ساختمانهای با فضای متراکم با ارتفاع کم به بادهای ملایم اجازه می دهند که از فراز آنها عبور کرده و مرکز شهر را معتدل تر و در معرض وزش بادهای کمتری نسبت به بقیه کپنهاک نگه دارند.

 5- احترام به مقیاس انسانی

معتدل ترین مقیاس شهر و شبکه خیابانی، پیاده روی را به یک تجربه رضایتخبش تبدیل کرده است؛ ساختمانهای تاریخی کپنهاگ با حالت تمکین مانندشان، سایبان‌های محافظ و راهروهایشان، فضاهای کشف نشده ای برای مردم ایجاد می کنند که بایستند و بنشینند.

6- ساکن کردن مردم در هسته مرکزی

اکنون بیش از 6800 نفر در مرکز شهر زندگی می کنند. آنها وابستگی‌شان را به اتومبیل از بین برده‌اند و در شب هنگام پنجره های روشن آنها به عابران پیاده حسی از ایمنی می بخشد.

 7- تشویق زندگی دانشجویی

 دانشجویانی که با دوچرخه به مدرسه می روند به حجم ترافیک نمی افزایند؛ برعکس، حضور فعال آنها، در روز و شب به شهر سرزندگی می بخشد.

 8- انطباق منظر شهر با تغییرات فصول

 کافه تریاهای سرباز، میادین عمومی و اجراکنندگان برنامه های خیابانی هزاران نفر را در تابستان جذب می‌کنند. میادین اسکیت روی یخ، نیمکت های گرم و گرم کننده‌های گازسوز در گوشه های خیابان، زمستان را در مرکز شهر لذتبخش می‌سازند.

 9- ترویج دوچرخه سواری

شهر کپنهاگ، خطوط دوچرخه سواری جدیدی را به وجود آورده و مسیرهای موجود را توسعه داده است. آنها با استفاده از فضای آزاد شده از طریق حذف پارکینگ در نزدیکی تقاطع ها، محل عبور دوچرخه ها را جانمایی کردند. در سال 2004 میلادی 34 درصد ساکنان کپنهاگ که در شهر کار می کنند، با دوچرخه به محل کار خود می رفتند.

10- در دسترس قرار دادن دوچرخه ها

کپنهاگ اولین شهری بود که سامانه دوچرخه کرایه ای را جهت تشویق مردم به استفاده از این شیوه حمل و نقل  راه اندازی کرد. مردم می توانند دوچرخه های شهری را در حدود 2 دلار و 50 سنت کرایه کنند؛ زمانیکه استفاده آنها تمام شد، به سادگی دوچرخه ها را در هر یک از 110 توقفگاهی که در اطراف مرکز شهر واقع گردیده است، رها کرده و پول آنها پس داده می شود.

k03


 http://www.metropolismag.com