تاریخچه بجنورد
مقدمه
با توجه به مشکل انسان امروزی و مشکلات هویتی که مکان های زیستی دارند و انسان خود را متعلق به محل زندگی نمی داند ، بنابراین باید در شهرسازی توجه داشت که عوامل هویت دهنده شهر و محله حفظ شوند و البته این حفظ کردن نباید فقط محدود به کالبد آن شود بلکه باید آن ها را زنده ساخت و فعالیت هایی را نیز در آن جاری ساخت و نباید به بهانه حفظ این بناها استفاده از این بناها را کنار گذاشت وفضاهای مرده ای بوجود آید
عوامل هویتی آنقدر در امر شهر سازی مهم است که کوین لینچ در کتاب تئوری شکل شهر گفته وقتی فردی می گوید((من در اینجا هستم)) ، کنایه از((من هستم )) می کند وفرد وجود خود را به وجود مکانی که در آن است وابسته می داند.
از طرف دیگر باید با شناخت ، تبلیغات و فرهنگ سازی عناصر تاریخی شهرها به مردم شناسانده شود و نباید وضعی مانند امروز پیش آید که به مردم یک محل عناصر آن مکان شناخته شود بلکه همچنین صنعت توریسم در بخش بناهای تاریخی گسترش یابد.
در بسیاری از کشورهای جهان صنعت توریسم و گردشگری بسیار اهمیت دارد و تورسم صنعت اول آن ها محسوب می شود در حالیکه در ایران با وجود بناهای تاریخی فراوانی که در اقصی نقاط آن وجود دارد اهمیت زیادی به ان داده نمی شود.
در بجنورد مکان های طبیعی ، تاریخی زیادی وجود دارد و می توان با توجه و توسعه آن ها باعث جذب گردشگر در بجنورد شد.
در این گزارش در ابتدا به تاریخ شهر ، مبدا پیدایش و رشد و توسعه آن می پردازیم و سپس مطالبی را در مورد محله بیان می کنیم.
وجه تسمیه بجنورد
بجنورد در اصل بیژن گرد به معنی ساخته شده به وسیله بیژن بوده است. این اسم بسیار قدیمی است ، زیرا گرد به معنی شهر و آبادی است ، بنابراین بجنورد شهر بیژن معنی می دهد. (راهنمای خراسان- دکتر شریعتی)
بعدها بیژن گرد ، بیژن یورد نامیده شده و در تواریخ بزنجرد ثبت گردیده است. (روزنامه سفر خراسان، علینقی حکیم الممالک) و بر اثر تحولات آوایی به بیجن یورد تبدیل شده و سر انجام به شکل بجنورد تغییر پیدا کرده است.
علی اکبر عباسیان کارشناس علوم سیاسی در مقاله (بجنورد در خراسان) می نویسد : اگر به جست و جوی نام بجنورد در میان متون قدیمی برآییم ، هیچ نشانی از این شهر در نوشته های جغرافی نویسان و تاریخ نگاران نمی یابیم و حتی در فهرست اعلام کتابها اثری و بر روی نقشه ها نشانی از بجنورد بدست نخواهیم آورد. با توجه به مطالب مطالعه شده در کتاب های معتبر تاریخی ، این نکته به نظر می آید که اسم بجنورد کلمه قدیمی نیست و به 3 تا 4 قرن پیش باز می گردد. ولی این موضوع بدان معنی نیست که گمان رود بجنورد شهری بی نام و نشان بوده و بدون پیشینه تاریخی است ، بلکه اگر در مورد تاریخ شهر بجنورد تحقیقاتی به عمل آوریم ، باید پیرامون اسامی مانند کهنه کند ، بزهان و چرمغان بگردیم و در صورت تحقیق در مورد پیشینه شهرستان به دنبال اسامی مانند نسا ، ابیورد ، نیشابور و ... بگردیم.
کلیم الله توحدی در مورد وجه تسمیه بجنورد می گوید : بجنورد تحریف شده ی بژنورت می باشد که یک نام کردی است ، که پس از آمدن کردها به خراسان به یادگار بژنورت قدیم درشخدرسد واقع در سرزمبن قفقاز که مسکن ایل شادلو بود ، در اینجا نهاده شد. این نام عبارت است از دو واژه بیژن و یورد می باشد یعنی جایگاه و سرزمین بیژن.
مختصری در مورد دوران بسیار قدیم بجنورد
1- بررسی های یک دیرین شناس به نام نیبولت در سالهای 1975-1974 بر بستر کشف رود نشان داد ، در حدود 600 هزار سال پیش ، اولین جرقه های آگاهی ذهن بشر در این منطقه درخشیده است و انسان های ساکن در کرانه دریاچه ای که در آن دوران بر قسمتی از دره کشف رود گسترده بود ، توانسته اند برای نخستین بار ابزارهای خشن از سنگ بتراشند.
2- در دوران میان سنگی یعنی از حدود هشت هزار تا بیست هزار سال پیش تنها مکان شناخته شده در خراسان منحصر است به ، تپه پهلوان در جاجرم که نشان از وجود تمدن قدیمی در منطقه خراسان شمالی می باشد.
3- درهزاره های پنجم وچهارم قبل از میلاد سملقان و جاجرم ، مسکن و ماوای جمعی از ساکنان منطقه ی بجنورد بوده است .
4- در اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول پیش از میلاد ، بجنورد بیشترین جمعیت را تا آن دوران در خود پذیرا شده است ، زیرا مهاجران آریایی وارد این منطقه شده اند که آثاری نیز از این دوره باقی مانده است.
از آنچه گفته شد می توان به قدمت منطقه پی برد و با کاوش های بیشتر در آینده سخنان بیشتری نیز خواهیم شنید.
زمينه هاي پيداش و مقر و موضع شهر بجنورد در ادوار تاريخي
دشت بجنورد كه شهر بجنورد در بخش مياني آن گسترده شده است ، داراي وسعتي نزديك به 100 كيلومتر مربع مي باشد . هرچند وسعت دشت بجنورد و قابليت هاي آن محدودتر از دشت هايي همچون دشت قوچان ، شيروان و مشهد مي باشد ولي همين منابع به نسبت محدود نيز مي توانست تشكل هاي پايداري را ايجاد نمايد به طوري كه در شرايط مساعد سياسي اقتصادي و در روند نسبتاَ طولاني ، يكي از اين مراكز زيست انساني مركزيت يافته و خود را در مقياس يك مركز برتر مطرح كند ، بنابراين منابع طبيعي قابل بهره برداري در دشت بجنورد اعم از آب و خاك و اقليم نسبتاَ مناسب و علفزارها و مراتع ، به مثابه منابع دروني زمينه هاي اوليه ايجاد گسترش مراكز زيست انساني را در ادوار تاريخي فراهم مي آورد كه با توجه به ارزش هاي فضايي نظير موقعيت جغرافيايي ، قرارگيري دو دالان طبيعي ارتباطي خراسان به مازندران و همچنين فاصله كافي از ساير حوزه هاي متمركز زيستي در دشت هاي قوچان و شيروان به مراتب تقويت شده و رد مقياس ناحيه اي مزيت هاي نسبي خوذ را نشان دهد . علاوه بر اين برخي ملاحظلت سياسي ، موقعيت سوق الجيشي شمال خراسان و محدوديت هاي ارتباطي آن و تكاپوي موجود در جاده تاريخي ابريشم نيز بر اين ارزش ها مي افزوده است.
به طور كلي مهمترين عوامل پيداش و توسعه شهر بجنورد عبارتند از :
1- علل طبيعي : شامل موقعيت ارتباطي ، آب فراوان وخاك حاصلخيز
2- عوامل انساني
3- نقش تجاري و مبادلاتي
در نهايت با توجه به مطالب گفته شده و آثار و شواهدي كه از يك نقطه شهري در بخش جنوبي شهر بجنورد به چشم مي خورد مي توان گفت كه شهر قديمي بجنورد ، چهارمغان ناميده مي شده است . اين شهر تپه هاي معصوم زاده و بخشي از قلعه عزيز را در بر مي گرفته است ، به طوريكه از جنوب به تپه چغورباغ و بش قارداش و از شمال شرقي با تپه هاي منزل آباد ارتباط داشته است .
شهر چرمغان در سال 617 ه . ق توسط مغول ها ويران گرديد و بستر خطي شهر كنوني بجنورد در حدود سال 1100 ه.ق توسط توليخان ابن نجف قلي خان ( توليخان دوم ) يكي از امراي كرد شادلو بنا گرديد .
نشستگاههای شهر بجنورد در دوره های مختلف ووضعت امروزی آنها:
الف- چهار مغان : شهر بجنورد درابتدا چرمغان (چهار مغان) نامیده می شده است. در جنوب بجنورد و پيرامون آرامگاه سلطان سيد عباس ، آثاري از شهري كهن پیدا است كه به دوره خوارزمشاهيان تعلق دارد . اين شهر كه موسوم به چرمغان بوده ، از غرب به تپه معصوم زاده ، از شرق به جاده روستاي حمزانلو و تپه هاي باستاني صندل آباد ، از جنوب به قلعه عزيز و از شمال تا خيابان 17 شهريور جنوبي امتداد مي يابد.در جنوب اين محوطه ، دو تپه باستاني نمايان است كه راه قلعه عزيز از ميان آن مي گذرد. وسعت چرمغان در حدود 10 هكتار برآورده مي شود. ابعاد واقعي شهر به سبب آنكه در زير خروارها خاك مدفون شده ، آشكار نيست.
در دوران پارتها ، به سبب اقامت چهار مغ در بجنورد قديم ، اين شهر به چهار مغان شهرت يافته و بر اثر دگرگوني هاي آوايي ، چهار مغان به چارمغان و جرمغان تغيير شكل پيدا كرده است.
مقدسي ، جرمغان را يكي از شهرك هاي نساء به شمار آورده است. در كتاب حدود العالم اين شهر به نام جرمكان يا جرمگان از توابع نيشابور ثبت شده است.
جرمگان شهري است با كشت و برز بسيار و آبادان و در ميان كوه و دشت قرار گرفته و اين همه از حدود نيشابور است. در تاريخ غازاني ، نام اين شهر جرمغان ثبت شده است و در كتاب مرآت البلدان ، جرمكان ناميده شده است . رودخانه اي به همين نام از 5 كيلومتري جنوب اين شهر از محلي به نام بش قارداش سرچشمه گرفته و اراضي اين شهر را مشروب مي كرده است . اين رودخانه در حال حاضر نيز جاريست و به نام چارمغان معروف است. صنيع الدوله در كتاب مطلع الشمس مي نويسد : اهالي بجنورد گويند ، در محلي كه قلعه عزيز و امام زاده سلطان سيد عباس واقع شده ، شهري بوده موسوم به جرمغان ، در كمال آبادي. اين شهر را مغولها در غلبه بر خراسان خراب كرده اند و در اراضي آن حالا مسكونات كهنه و خرده فلز و شكسته ظروف يافت مي شود ، طبق کاوشهای باستانی صورت گرفته در ويرانه هاي اين شهر ، سكه ها و آثار ذي قيمت تاريخي بيشماري يافت مي شود. از جمله سكه هاي نقره اي كه نام خلفاي راشدين بر آن ضرب شده و متعلق به قرن اول هجري است .
به گفته معمرين بجنوردي ، در اوايل حكومت رژيم پهلوي ، در تپه هاي اين شهر توسط انگليسي ها حفاريهايي صورت گرفته است.
كاوشهايي اخيراً كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي خراسان، مشخص نمود كه از اوايل اسلام مردمي با فرهنگ پيشرفته در اين مكان ساكن بوده اند . مطا لعه اشياء و آثار مكشوفه در بخشي از دامنه شمالي تپه معصوم زاده كه پس از گمانه زني در مهر ماه 1370 انجام گرفت ، حاكي از آن است كه خانه هاي آنان بطور متراكم و با ديواره هاي سنگي ساخته شده است. اطاقها با آجرهاي مربع يا شش گوش مفروش بوده و در هر خانه اجاق و تنور پخت نان وجود داشته است. داخل تنورها داراي شيار و نگاره هايي بوده كه بر رويه ی نان ، نقش مي بسته است. در سطح شهر چرمغان ، آب در لوله هاي سفالي تنبوشه جريان داشته و به گفته اهالي بجنورد ، آب چشمه بش قارداش از طريق لوله هاي سفالي به شهر چرمغان هدايت شده است. چرمغان از شهرهاي آباد خراسان بوده و كوره هاي سفال پزي ، شيشه گري ، آهنگري و كارگاههايي از جمله كارگاه ساخت ظروف سنگي در شهر فعاليت داشته اند و امكانات مادي و توانايي هاي فني و هنري و صنعتي به مردم قديم بجنورد امكان مي داده تا زندگي نسبتاً مرفه یي داشته باشند.
حاصل بررسي هاي سطحي و مطالعه اشياء و پديده هاي فرهنگي مكشوفه از 14 گمانه حفاري شده در جهات مختلف محوطه معصوم زاده ، حاكي از اين هستند كه از قرون اوليه اسلام ساكنين اوليه بجنورد در دامنه شما لي تپه معصوم زاده ، رحل اقامت افكنده و به فعاليتهاي صنعتي و هنري پرداخته اند. مناسب بودن محل با موقعيت تجاري و اقتصادي و مساعدت آب و هوایي به ساكنين امكان داده است كه آن محل را به شهري نسبتاً بزرگ ارتقاء دهند و با رفاهي نسبي ، بيش از 700 سال در آن زندگي كنند .
آثار و شواهد نشان مي دهند كه اين شهر داراي ساختمانهاي مجهز به كاشيكاري و آجري بوده و شبكه آبرساني داشته است. جوش هاي كوره ، قطعات فلز ، شيشه ، سفال ، لعاب و سنگ ، حكايت از اين دارند كه در بجنورد قديم كارگاه هاي مختلفي كه نيازهاي صنعتي و روزمره ساكنين را تامين مي كرده ، فعاليت داشته اند. در بقاياي عرصه زندگي آن مردم ، كار و تلاش و ابتكار و عشق به زندگي موج مي زند . بجنورد قديم به دلايلي نامشخص ، در اوايل قرن هشتم هجري متروك گرديده و خانه وكاشانه متروك مردم را سوانح طبيعي در هم كوبيده است.
سطح شيب دار منطقه نیزباعث شده كه به مرور بخشهاي فوقاني شسته شده و در نقاط پست ريخته شوند ، اين مدعا را لايه نگاري گمانه سه ، در بلندترين نقطه محوطه مدلل مي سازد. زيرا در عمق 15 سانتيمتري به آثاري برخورد شد كه بايد در كف يك فضاي معماري باشد. بنابراين ، توده خاك و مصا لح حاصل از انهدام آن بنا كه شالوده ديوار آن در محل موجود مي باشد ، تماماً به سطوح پايين تر غلطيده اند. محوطه باستاني معصوم زاده بجنورد ، به لحاظ غناي فرهنگي و لايه منظم باستان شناسي ، بسيار با اهميت است كه بايد بر حفظ آن تاكيد شود.
طبق بررسی ميراث فرهنگي ، در اين شهر چهار لايه تمدني كشف شده كه حاكي از وجود تمدني ديرين است كه به پيش از اسلام باز مي گردد.
بي گمان با كاوشهاي وسيعتر در اين شهر باستاني كه براثر حمله مغول و حوادث طبيعي در زير خاك پنهان شده ، آثار ارزشمندي از يادگارهاي تاريخي دوران پيشين به دست خواهد آمد كه از نظر شناسايي نكات دقيق تاريخي ، هنری و فرهنگی تمدن های موجود در سرزمین شمال غربي خراسان ، بسيار آموزنده و سودمند است.
ب- کهنه کند : در شش کیلومتری چهارمغان قصبه ای شکل می گیرد که امروز به کهنه کند یا کهنه کن معروف است. که در سه کیلو متری غرب بجنورد و به فاصله ی یک فرسنگی شمال غربی شهر کهن جرمغان آثار و بقایای قصبه ی معتبری پدیدار است که متعلق به سده های 7-9 قمری است. این قصبه بزرگ که بر سر را ه روستای لنگر قرار گرفته در بین اهالی به کهنه کند به معنای آبادی کهن شهرت دارد و معروف است که زلزله باعث خرابی آن شده است. صاحب مطلع الشمس نام این قصبه را بیژن یورت نامیده واز آن به عنوان یکی از اماکن مشهور و ابنیه عتیقه این سرزمین که روزگاری ساکنین قدیم بجنورد در آن می زیسته اند ، یاد کرده است.(بعد از ویرانی این آبادی ،بجنورد ساخته شده است.)
دکتر شریعتی درکتاب راهنمای خراسان درباره کهنه کند و قدمت آن نوشته است: این نام فارسی کهن در میان مردم کرد زبان بجنورد ، حکایت از آن دارد که پیش از صفویه اینجا به عنوان بجنورد قدیمی و ویرانه ای تلقی می شده که شهر فعلی پس از آن ساخته شده است.
لسترنج در کتاب سرزمین خلافت های شرقی این شهر را بزهان نامیده است.
کلنل ییت با اشاره به ویرا نه های شهر کهنه کند می گوید : در شمال شرقی بجنورد خرابه های یک شهر قدیمی دیگر به چشم می خورد که به آن بیزهان می گفتند. این شهر نیز در اثر زلزله ای که در اواخر قرن نهم به وقوع می پیوندد ، از بین می رود.
كهنه كند محوطه اي به وسعت بيش از چهار هكتار را شامل مي شود كه در مركز آن برفراز خاكريزي ، ويرانه هاي قلعه اي تاريخي جلب توجه مي كند. نارين قلعه ، هفت متر بالاتر از سطح زمينهاي مجاور بنا گرديده است. شكل آن مربع مستطيل و امتداد آن از مشرق به مغرب است و طول بارو قلعه 130 متر و عرض آن 87 متر مي باشد. دروازه آن رو به سوي مشرق باز مي شده است. مصا لح به كار رفته در ساختمان قلعه خشت و گل است و در داخل ديواره هاي آن از سنگ نيز استفاده شده است. خرابه هاي 4 برج در چهار گوشه قلعه ، دو برج در ميانه ديواره هاي جنوبي و شمالي و دو برج در دو طرف دروازه قلعه ، به چشم مي خورد. ديوار قلعه 3 متر ضخامت داشته و هنوز از برج و باروي آن با وجود تخريبهاي بسيار ديوارهايي به بلندي 5 متر باقي مانده است.
صنيع الدوله كه در سال 1300 هجري قمري كهنه كند را در آن مشاهده نموده است. وي از خندقي به عرض ده متر كه بر خاكريز برج و بارو محيط بوده ، سخن به ميان آورده و متذكر گرديده خندق از سمت شرق و جنوب پر شده و در آن كشت و زرع به عمل مي آيد و از دو سمت ديگر به اندازه يك ذرع از عمق خندق باقي است. وي پس از بررسي بنياد مستحكم بنا و دقت در محاسبات آن چنين نتيجه گرفته است : از استقامت خط جداران اربعه قلعه مزبور و تساوي دهنه باقي از خندق و آثار ديگر محقق مي شود ، كه طرح بناي آن به دست مهندسي ماهر ساخته شده است.
دكتر شريعتي نارين قلعه را از آثار تاريخي مهم بجنورد به شمار آورده و نوشته است : نارين قلعه بر روي تپه كهنه كند ، از بناهاي بسيار ديدني است. عظمت و دقتي كه در ساختمان نارين قلعه پديدار است ، نشان مي دهد كه بناي آن بايد بسيار قديمي باشد و شايد از آثاري است كه از بيژن گرد باقي مانده است.
برج هاي قلعه ويران شده ، اما بخش هايي از بقاياي ديواره قلعه عليرغم كند و كاوهاي بسيار همچنان پا برجا مانده است. فضاي داخلي قلعه داراي گودال هاي بزرگ بسيار و چاله هايي است كه نشان از خاكبرداري هاي مكرر دارد و در گوشه و كنار آن جا به جا لايه هاي خاكستر استخوان و سفالهاي درهم شكسته به فراواني ديده مي شود .
در مورد قصبه کهنه کند نويسنده مطلع الشمس می نویسد: از طرف آن بيوتات و عمارات سكنه ساير اهالي اين قصبه بوده است. از آثار خا نه هاي ايشان تلال محقره مختصره فعلاً به نظر مي رسد. علامت نهري خراب نيز در قسمت جنوب موجود است. در حال حاضر به علت عبور دو جاده از محاذات شمالي و شرقي قلعه و تسطيح زمين هاي مجاور ، آثار چنداني از خانه ها پيدا نيست. اما در فاصله يكصد متري ضلغ غربي و جنوبي قلعه ، ويرانه خانه هاي قديمي كه زماني حصار نارين قلعه را در بر گرفته بودند ، هنوز نمايان است .
در مورد دروازه هاي اصلي شهر صنيع الدوله نوشته است : حتي آثار دو برج هم كه غالباً در طرفين دروازه هاي قصبه جات بزرگ و شهرهاي معمور ساخته مي شود ، حالا در اينجا موجود است كه با آنكه بعضي اعوام و شهور و انقضاء زمان و دهور براي زراعت آن تلال را تسطيح و تسويه كرده اند ، هنوز باقي است كه دليلي بر كيفيت احاطه بيوتات بر حصار نارين قلعه و تعيين محل دروازه ، پرچين ، يمين و يسار از آنها مي توان انتزاع نمود .
اكنون با گذشت پنج قرن از تاريخ ويراني كهنه كند ، دليل پيشروي اراضي كشاورزي بداخل اين قصبه تاريخي و دایر شدن كارگاه هاي آهك و آجر پزي و عبور دو جاده از پيرامون آن ، نشاني از آثار و برجهاي دروازه هاي شهر موجود نيست . آنچه هست بقاياي كوزه ها و ظروف سفالي ساده و نقش دار و ندرتاً استخوانهاي مردگان كه در سطح وسيعي پراكنده اند.
ج- شهر کنونی بجنورد : در سال 1100 هجری قمری بدست تولی خان دوم یکی از امرای اکراد طایفه شادلو ، بنا گردیده است. در فتنه حسن خان سالار در سال 1363 این شهر به طور کلی ویران شد و فرزندان تولیخان آن را از نو بنا کردند که این شهر شامل قسمت های زیر بوده است:
1- حصار و باروي شهر : مك گريگور توصيف نسبتاً دقيقي را از حصار و باروي بجنورد ارائه مي دهد : شهر بجنورد را مي توان به شكل مربعي توصيف كرد كه به فاصلهدو مايل از كوهستان شمالي قرار گرفته است. در ضلع شمالی تپه اي است كه شهر در اطراف آن ساخته شده و برفراز آن اقامتگاه ايلخاني است كه طبق معمول ارگ شهر ناميده مي شود.از چهار طرف ، ديواري نسبتاً خوب شهر را محصور كرده كه در مقايسه با بخش مسكوني ، زمين هاي وسيعي را احاطه كرده است. به گونه اي كه در ضلع جنوبي و غربي فضاهاي باز وسيعي تقريباً بطور كامل غير مسكوني باقي مانده است.اين فضاها با ديوارهاي داخلي از بخش مسكوني جدا شده اند. در سمت غرب ، ديوار سومي ديده مي شود كه به هيچ علتي ، از باغ خان به سوي جنوب كشيده شده و بين ديوار خارجي و ديوار داخلي فوق الذكر ، واقع است. شهر چهار دروازه دارد. با آنكه شهر سه ديوار دفاعي دارد ، قادر به مقاومت چنداني نبايد باشد ، زيرا حصارها مانند هرجاي ديگر در اين مملكت ويران شده اند و قابل مرمت نيستند .
آب شهر را به آساني مي توان قطع كرد و در ضلع شمالي ، قسمتهايي از ارتفاعات بر شهر مشرفند. در بخش جنوبي خياباني كه به ارگ منتهي مي شود ، رودخانه كوچكي جاري است. در اينجا چند درخت كاشته شده كه سايه اي دلپذير ايجاد كرده اند.
در سال 1286 هجري قمري كه يارمحمد خان سهام الدوله رئيس اكراد شادلو ، بر شمال غربي خراسان حكومت مي كرد ، ناصرالدين شاه قاجار سفري به خراسان و از جمله به بجنورد داشته است. حكيم الممالك يكي از همراهان وي بوده كه در كتاب روزنامه سفر خراسان چنين تصويري از بجنورد بدست مي دهد : بلده بجنورد شهري كوچك با قلعه و حصار محكم ، مشتمل بر چهار هزار خانوار و بازار و حمام و مسجد و خياباني است ، مسطح و عريض كه ابتداي آن از دروازه ارگ تا انتهاي شهر است. ارگ آن ، حصاري است كوچك با برج و بارو كه زمين آن از سطح شهر مرتفع تر و اكنون موقف سهام الدوله و كسان ايشان است .
اين شهر كه تقريباً مربع است دوازده برج در ضلع شرقي دارد ، دوازده برج در ضلع جنوبي ، دو برج طرفين دروازه قبله و بروج طرف شمالي که برج هاي ارگ است. ضلع غربي برج ندارد و يار محمد خان سهام الدوله در اين اواخر پنجاه و شش ذرع بر تمام طول اين ضلع افزوده و ابنيه و عمارات ساخته شده است . تمام دور شهر پنج هزار و هفتصد و دوازده ذرع مي باشد و خندقي نيز دور باروي شهر حفر كرده اند .
2- برج منظر: برج منظر كه تنها برج ديده باني شهر بجنورد در دوره صفويه محسوب مي شده ، بر فراز تپه اي
در شمال شهر ساخته شده بود . اين برج در مركز ارگ حكومتي قرار داشته و دور تا دور آن را حصار قلعه و خندق هايي فرا گرفته بود. اين برج به شكل شش ضلعي ، از خشت و گل ساخته شده و داراي پنج طبقه بوده است .
در طبقات بالا پنجره هايي به چهار جهت گشوده مي شد كه از آن براي ديده باني و تيراندازي استفاده مي گرديد . پيدا شدن گلوله هاي توپ در زمينهاي مجاور برج حاكي از اهميت نظامي و سوق الجیشي منظر در مقابله با مهاجمان در سده هاي اخير بوده است . اين برج بيش از 12 متر ارتفاع داشته و دو طبقه فوقاني منظر بر اثر اصا بت صاعقه
در سالهاي گذشته فرو ريخته است. اين بناي مستحكم تا دهه 40 همچنان پا برجا بوده که در جريان احداث خيابان به كلي ويران گرديده است .
3- دروازه ها : از ابتداي بناي شهر قديم بجنورد ، اين شهر داراي چهار دروازه در چهار جهت بوده ،كه دروازه مشهد در شمال ، دروازه قبله در جنوب ، دروازه قوچان در شرق و دروازه گرگان در غرب شهر قرار داشته است. صنيع الدوله نيز اسامي اين دروازه ها را در مطلع الشمس آورده است .
4- ارگ حكومتي : در نزديكي دروازه شمالي شهر بجنورد ، ارگ مستحكمي در آغاز قرن دوزادهم هجري قمري دوره صفويه به وسيله اميران ايل شادلو بنا گرديده بود. ارگ روي تپه اي بنا شده است كه حدود يكصد و پنجاه يارد مربع وسعت دارد. فاصله آن با دروازه شمالي يكصد يارد است و زميني با شيب ملايم به سمت جنوب ، پايين مي رود.
تا سال 1300 هجري قمري قسمتهايي از اين ارگ همچنان پا برجا مانده و صنيع الدوله درباره آن می نویسد: قلعه ارگ بجنورد كه حالا بقيه اي از آن باقي است ، از آثار برج و بارو معلوم مي شود كه شكلی مربع مستطيل داشته و در طرف طول ، شش برج و در طرف عرض ، چهار برج داشته است. سواي دو برج طرفين دو دروازه كه يكي رو به جنوب و ديگري رو به شمال است ، دروازه شمالي و همان دروازه قوچان است كه ذكر شد.
طول ارگ ، از مغرب به مشرق و عرض آن ، از جنوب به شمال و مسافت هر برج با برج ديگر ، پنجاه قدم و محيط هر برج ، سي و سه قدم است و عمارت حكومتي كه مسكن آباء و اجداد يار محمد خان سهام الدوله بوده است. در سال 1303 هجري قمري اين بناي دويست ساله ، رو به ويراني مي نهد.
5- محله ها : سال 1300 هجري قمري ، بجنورد داراي يازده محله به اسامي : محله شهر تازه ، محله دروازه قوچان ، ساربان محله ، سرمحله ، محله شيخ محمد تقي ، محله حاجي ملا نقي ، محله حاجي ابراهيم ، محلهمسجد حاج محمد خان ، محله سلطان ، دروازه گرگان و محله وسط بوده است .
6- بازار و خيابانهاي بجنورد : در سال 1284 هجري قمري ، بجنورد 1500 خانه گلي با بامهاي مسطح و ظاهري مخروبه داشته است. در اينجا چهار خيابان اصلي ديده مي شود. يكي از دروازه قبله شروع شده ، ضلع غربي ارگ را دور مي زند و سپس به دروازه مشهد ختم مي شود .
ديگري از دروازه قوچان آغاز و به صورتي نامنظم در شهر امتداد مي يابد و در غرب به دروازه گرگان مي پيوندد . 16 سال بعد صنيع الدوله بازار و سيماي شهر را چنين توصيف مي كند: بازار شهر عبارتست از يك خيابان وسيع طولاني كه تقريباً در وسط شهر و از شمال به جنوب امتداد يافته است جمعيت آن كمتر از ده هزار نفر و داراي پانصدو شصت باب دكان ، شش مسجد ، هفت حمام ، يازده محله و چهار دروازه است. اما در نظر كلنل ييت انگليسي : بجنورد چيزي نبود جز دهكده بزرگ و بي در و پيكر كه بازار طويلي از ميان آن مي گذشت . در اين شهر تجارت رونقي نداشت و چند مغازه هم كه موجود بود ، فقط مي توانست جوابگوي نيازهاي محلي باشد. كيفهاي كوچك ابريشمي شايد تنها چيزي بود كه به وفور در اين ناحيه يافت مي گرديد .
7- مساجد : بجنورد داراي مساجد متعددي بوده كه صنيع الدوله شش باب از معروفترين آنها را نام برده است: مسجد جامع ، مسجد بالا ، مسجد دروازه قوچان ، مسجد ميان بازار ، مسجد دروازه گرگان و مسجد ممدكلانتر.
علاوه بر تكايا و حسينيه ها ، خيرات خانه هايي نيز در بجنورد وجود داشته كه مي توان از خيرات مجاور دروازه قبله نام برد .
8- حمامها : در بجنورد قديم ، هشت باب حمام به اسامي ، حمام مرمر حكومتي ، حمام آزاد خان ، حمام شهر جديد ، حمام فراشباشي ، حمام كلانتر ، حمام ميان بازار و حمام حاجي آقا وجود داشته است .
9- باغها و عمارتها : عمارتهاي حكمرانان و امراي بجنورد در داخل باغستان هاي بزرگي كه چهار سوي شهر را در بر مي گرفت ، بنا گرديده بود. شماري از اين باغها در داخل حصار شهر و برخي از آنها در بيرون شهر قرار داشتند. اين اواخر محمد خان سهام الدوله ، در ابتداي ضلع غربي شهر كه به طرف شمال است ، در محلي كه باغ مرحوم يزدان قلي خان پدر معزي اليه بوده ، عمارتي عالي بنا كرده و خياباني وسيع با چهار جدول ساخته كه در باغ مزبور شروع كرده و تقريباً هزار و پانصد قدم امتداد يافته و في الحقيقه از مواضع متنزهه و تفرجگاه اهالي بجنورد است.عرض خيابان دوازده ذرع و كنار جدول آن انوار اشجار سايه دار از قبيل : بيد ، سفيدار و چنار غرس كرده اند.بعضي باغات ديگر نيز در حوالي شهر مي باشد. از جمله باغ دلگشا ، که در طرف شمال شرقي جلگه و شهر كه مرحوم جعفر قلي خان ايلخانياحداث نموده و چند باغ در عرض يكديگر در سمت جنوب شهر است. از جمله يكي باغ امير گونه خان است كه حالا از سليمان خان پسر يار محمد خان سهام الدوله مي باشد ، يكي باغ حيدر قليخان سهام الدوله ، باغ عليمردان خان پسر نجف قليخان ، باغ قهار قليخان پسر نجفقليخان ، باغ محمد رحيم خان ، باغ آزاد خان ، باغ فرح زا و علاوه بر باغات مزبور ، باغستاني در سمت شرق جلگه واقع شده كه معروف به باغستان حاجي است. تمامي ناحيه بسيار تميز و پاكيزه نگاه داشته شده بود ، چيزي كه در ساير نقاط ايران نمي توان شاهد آن بود.
10- عمارت حكومتي : در ميان باغ سرسبزي واقع در شمال شهر بجنورد ، عمارت حكومتي سهام الدوله قرار داشته است . پس از عبور از يك خيابان سنگفرش و عريض و گذر از زير سردرب زيباي دو طبقه اي ، عمارت نمايان مي شد . چند تن از سياحان در سفرنامه هايشان به اين بنا اشاره نموده اند . از جمله ناصرالدين شاه در سفرنامه دوم خود مي نويسد : آخر خيابان و آخر شهر ، خانه سهام الدوله است ، وارد خانه شديم ، ديوان خانه ، قشنگی بسيار خوبي دارد . حوض طولاني خيلي خوب و خوش وضعي در وسط خانه است . حوضخانه خيلي خوبيدارد . قنات مخصوص هم دارد كه از توي همين حوض به قدر دو سه سنگ آب صاف خوب در مي آيد . وسط حوضخانه هم حوض قشنگي دارد كه آب صاف بسيار خوبي در كمال لطافت از توي آن مي جوشد . تمام زمين و حوض و دیواره حوضخانه از مرمر است. حمام كوچك خوش وضع مرمري هم دارد . در خود بجنورد معدن سنگ مرمر وجود دارد . اما مرمرش به لطافت و صفاي مرمرهاي معادن ديگر نيست . الحق عمارت و حوضخانه و باغچهسهام الدوله در كمال سليقه ساخته شده است.
11- قناتها: از قناتهاي معروف بجنورد مي توان ، از قنات جاجرمي ، حسن بيگ ، معصوم زاده ، باباخان ، بازار ، حسين پهلوان ، كاريز كلثوم خانه ، اميريه ، حاج محمد اسماعيل ، آقا ميرزا محمود ، شير و صدر آباد نام برد. قنات صدر آباد پرآب ترين آنها بوده كه هنوز جاري است.
تاثیر عوامل تاریخی بر بجنورد در ادوار مختلف:
در قرون 6 تا 4 قبل از میلاد در عصر هخامنشیان این منطقه از سوی غرب با هیرکانیا(گرگان) از سوی شرق با منطقه مارگیا(مرو) همجوار بوده است و بدور از مرکزیت دولت که در جنوب غربی ایران قرار داشته ، بوده است.
پس از سقوط هخامنشیان و هجوم اسکندر مقدونی به ایران سپاه اسکندر پس از عبور از گرگان ازاین منطقه گذشته وآن را مورد غارت قرار داده است. در نیمه سوم قبل از میلاد شاهد اوج گیری و حرکت اقوام پارتی در این ناحیه هستیم که مرکزیت آن درآساک (قوچان امروزی) قرار داشته است و باعث رشد شهرهای اطراف از جمله بجنورد شده است. درزمان ساسانیان به علت دور بودن بجنورد از مرکز حکومت ، تعرض هایی به این منطقه شده و مانع رشد آن شده است.
پس از ظهور اسلام در دهه سوم و چهارم قرن اول هجری ، این منطقه به تصرف مسلمانان درآمد. در نیمه اول قرن دوم هجری پس از تلاطم خروشان مردم خراسان ، نواحی شمال خراسان که مردم آن نیز در این جوشش ها سهیم بوده اند ، با ظهور دولت طاهریان ، نیز جزیی از آن حکومت و جزیی از نیشابور می شود.
در نیمه های قرن سوم هجری با تسلط صفاریان بر طاهریان ، این منطقه به زیر سلطه آنان می رود تا این که دولت سامانی روی کار می آید و باعث پیشرفت این ناحیه می شود. بعد از سامانیان این منطقه رو به افول می رود (مصادف با حکومت آل زیار و بویه) ، تا با حمله مغول کل تمدن ایران از بین می رود که در مورد سرنوشت بجنورد در این زمان بعدا سخن رانده خواهد شد و پس از آن لشگر کشی های تیمور که این مناطق را لگدمال کرد.
با ظهور دولت صفوی ، شمال خراسان مانند بقیه نقاط کشور رشد قابل ملاحظه ای می کند. این شهر از زمان قاجار مورد توجه فراوان قرار می گیرد و رشد آن شروع و ادامه می یابد وتا به امروز نیز ادامه دارد.
نقش بجنورد در دوره هاي مختلف :
1- در دوره صفويه : در اين دوره بجنورد شهري است كاملاً نظامي و حاكم نشين با بارو و خندق و برج ها و چهار دروازه و ارگ حكومتي در شمال شهر (ساربان محله ).
2- در دوره قاجاريه : در اين دوره نيز نقش شهر همچنان نظامي است .
3- شهر بجنورد امروزي :
الف- بعد از قاجاريه تا دهه 1330 : از لحاظ سياسي و نظامي بسيار مهم بود ، به طوريكه در اولين تقسيمات كشوري در سال 1316 به عنوان يكي از 49 مركز شهرستان كشور انتخاب شود به علاوه وظيفه خدمات رساني به منطقه نيز با توجه به مركز شهرستان بودن به آن افزوده شد .
ب- دهه هاي 40 و 1350 : افزايش نقش خدماتي شهر و كاهش نقش كشاورزي .
ج- پس از انقلاب اسلامي :
- افزايش نقش ارتباطي و خدماتي شهر .
- در جامعه عشايري بخشي از لايه هاي عرفه كوچ نشينان روانه شهر بجنورد شدند .
- در جامعه روستايي با تغيير در نظام مالكيت و مديريت بر نيروي انساني ، بخشي از نيروي كار آزاد شده به شهر بجنورد مهاجرت نمودند .
علل شكل گيري جامعه شهری در بجنورد :
1- وجود منابع آب كافی و فراوانی رودخانه ها و چشمه هايی كه در سطح شهر و شهرستان وجود دارند ، كه از اسامي روستاها نيز مي توان به اين موضوع پی برد ، مانند : گرمخان ، بازخانه ، آشخانه و احتمالاً سملقان و قزستان و ... كه در اين تركيبات خان و خانه به معناي چشمه است .
2- وجود خاك حاصلخيز و مناسب و اراضي مناسب براي كشاورزي
3- وجود دشت هموار براي كشاورزي با شيب كمتر از يك درصد
4- فاصله كافي از حوزه هاي متمركز زيستي در دشتهاي قوچان و شيروان و گنبد و اسفراين .
5- قرار گرفتن در مسير جاده ابريشم .
6- موقعيت استراتژيكي منطقه مرزي خراسان .
روند تاريخي تحولات كالبدي شهر بجنورد :
با توجه به اينكه از قدمت شهر كنوني بجنورد بيش از 300 سال نمي گذرد ، كالبد آن داراي ساختاري با قدمت زياد نيست با اين حال اين شهر در محدوده و هيئت قديم و جديد قابل شناسايي است .
الف- شهر قديم بجنورد :
1- شهر دروه صفويه :
شهر بجنورد در اين دوره شهريست : كاملاً نظامي و حاكم نشين ، با بارو و خندق ، برج ها ، چهار دروازه و ارگ حكومتيکه بر روي تپه اي در شمال شهر (ساربان محله ) واقع شده است .
2- شهر دوره قاجاريه :
شهر اين دوره حاصل تكامل كالبدي شهر در محدوده ديوار و برج و باروهاي دوره صفویه است و هنوز قابليتهاي نظامي خود را حفظ كرده است. بافت شهر منظم است و فرم شطرنجي دارد و عناصر شهري مهم آن شامل يازده محله با 1500 باب خانه ، شش باب مسجد ، هشت باب حمام و بازارهاي شهر مانند چهارشنبه بازار ، بازارچه كفاشها و مسگرها مي شود و دور تا دور آنرا اراضي كشاورزي و باغهاي بزرگ (عمدتاً باغهاي اربابي) فرا گرفته است.
ب- بجنورد امروز :
كالبد شهر كنوني بجنورد حاصل تحولات سه دوره مشخص تاريخي است.
1- بعد از قاجاريه تا دهه 1330 :
شهر بجنورد در اين دوره كماكان از لحاظ سياسي و نظامي با اهميت بود. بعلاوه وظيفه خدمات رساني به منطقه را به عهده داشت .
در اولين تقسيمات كشوري 1316 به عنوان يكي از 49 مركز شهرستان كشور انتخاب شد. بافت مركزي شهر همچون گذشته بافتي همگن و منظم و داراي الگوي شطرنجي و تك هسته اي بود. شبكه هاي اصلي حمل و نقل عمود بر هم در تقاطع هاي مهم به ميادين مجهز شدند و تاسيسات شهري جديد نيز در مركز تجاري اداري و حواشی شهر ايجاد شد. عليرغم توسعهشهر در جبهه هاي شرقي ، غربي و جنوبي ، بافت شهر هنوز بهم پيوسته ، فشرده و منظم است و پيرامون آنرا اراضي كشاورزي و باغات گرفته است.
2- دهه 1340 و 1350 :
ساختار اقتصادي ، اجتماعي و كالبدي شهر بجنورد در اين دوره تحت تاثير تحولات كلان اقتصادي ، اجتماعي (اصلاحات ارضي ، برنامه هاي پنجساله توسعه ، افزايش قيمت نفت ...) تغيير و تحول عمده اي را شاهد بوده است. بطوريكه با رشد بخش خدمات و كاهش سهم كشاورزي در اقتصاد شهر ، نقش خدمات رساني به حوزه زير پوشش و ارائه تسهيلات ترانزيتي در محور جديد مشهد تهران (جاده سنتو) بيش از پيش تقويت مي شود .
شهربجنورددراين دوره بامهاجرت شديدروستائيان و رشد سريع كالبدي در همه جهات مواجه مي شود. بخش مهمي از اين مهاجرين در اراضي كشاورزي حاشيه شهر و در امتداد محورهاي ورودي و خروجي بين شهري اقدام به ساخت و ساز مي نمايند و بدين ترتيب توسعه هاي پراكنده كالبدي مخصوصاً در جهات شمالي و غربي (كلاته باقرخانها ، نيروگاه شمالي ) در تضاد با بافت منظم و فرم شطرنجي شهر (توسعه ارگانيك و نامنظم در امتداد كوچه باغها ، مسير نهرها و حد مالكيتها در جبهه شمالي - كلاته باقرخانها ) ، يا در تبعيت از الگوي حاكم بر شهر (بافت نسبتاً منظم و شطرنجي نيروگاه شمالي) بافت شهر را از همگني و فشردگي خارج مي نمايد و به حاشيه نشيني در سطح شهر دامن زده و مديريت كار آمد شهري و كنترل ساخت و سازها را به مخاطره مي اندازد . با اينحال الگوي شطرنجي شبكه و مدل تك هسته اي مركز شهري هنوز بر شهر حاكم است و بازار قديم كماكان فعال مي باشد .
3- بجنورد پس از انقلاب اسلامی :
در تب و تاب هاي اوليه پس از انقلاب و در روند تثبيت حاكميت جمهوري اسلامي بر كشور و متعاقب شروع جنگ تحميلي ، پاره اي زمينه ها و عواملي چند ، موجب تغييرات مهم در ساختار اقتصادي و اجتماعي شهر شده و كالبد آنرا متاثر نمود كه اهم آنرا مي توان در موارد زير دانست:
الف- تغيير در ديدگاههاي كلان توسعه ، روند تهيه و اجراي طرحهاي توسعه شهري و مكانيزم كنترل آن ، همراه با خروج بخشي از بدنه كارشناسي از دواير برنامه ريزي و طرح ريزي شهري و جايگزيني آنها با افرادي كه داراي ديدگاهها و تجربيات متفاوتي بودند .
ب- تصويب قانون زمين شهري در راستاي ممانعت از بورس بازي زمين و تامين اراضي براي اقشار كم درآمد و ساير نيازهاي عمراني كه پيآمد آن توسعه كالبدي بيشتر شهر در اراضي تحت تملك زمين شهريبود . (اراضي حصار شيرعلي ، مجتمع آموزش عالي ...)
ج- توسعه كالبدي شهر در حواشي شهر و همچنين اراضي كه از طرف تعاوني هاي مسكن مكان يابي شده بود.
د- بهبود وضعيت اقتصادي اقشاري از جامعه كه از رانتهاي اقتصادي بهره مند مي شدند.(صاحبان اراضي با كاربريهاي انتفاعي ، مالكين اراضي حاشيه شهر که به محدوده شهر وارد شده بود و كلاً تمامي افراديكه به نوعي از افزايش تقاضاي زمين و توسعه ابعاد كالبدي شهر به لحاظ افزايش جمعيت آن منتفع مي شوند. )
ه- كمبود منابع مالي و اعتباري اجراي طرحهاي توسعه شهري .
و- فقدان قوانين ناظر بر نحوه كنترل توسعه هاي شهري يا تساهل نسبت به آن .
- در اين دوره مهاجرت هاي روستايي به شهر ، كماكان ادامه يافت و بخش خدمات مخصوصاً عمومي و اداري تقويت گرديد .
- افزايش جمعيت شهر به توسعه كالبدي هر چه بيشتر آن انجاميد و بخش هاي ديگري از اراضي كشاورزي ، در جبهه هاي شمالي و جنوبي شهر مورد ساخت و ساز پراكنده قرار گرفتند و ابعاد حاشيه نشيني بيش از پيش گسترده تر شد .
- طرح جامع و تفصيلي مصوب شهر در اين دوره امر هدايت توسعه شهر بجنورد را به عهده داشت كه جهات توسعه آن را در جنوب و غرب و تا حدي شرق تعيين نموده بود و بر توسعه همگن ، منظم و پيوسته آن تاكيد داشت . ولي عليرغم آن توسعه حاشيه اي و در خارج از جهات پيشنهادي به سرعت در حال انجام بود و براي اولين بار ، مطالعات مكان يابي توسعه هاي آتي شهر نيز انجام گرديد و با شكل گيري شهرك وليعصر و تصويب طرح آماده سازي شهرك گلستان ، الگوي توسعه ناپيوسته شهر عملاً پذيرفته شد.
- در حال حاضر ، توسعه هدايت شده در اراضي اضافه شده به محدوده خدماتي (شرق سپاه ، اراضي حصار شيرعلي ، اراضي طارمي ، شهرك وليعصر ...) در جريان است و علاوه بر آن توسعه هاي كنترل نشده در امتداد محورهاي بين شهري مشهد ، تهران و اسفراين در حال انجام است و حاشيه هاي شهري نظير كلاته باقرخانها ، كلاته آروين ، نيروگاه شمالي و ناظرآباد نيز روز بروز گسترش مي يابد .
مناطق تاريخي ، گردشگري بجنورد :
|
نوع آثار باستانی |
نام اثر |
|
آثار و بناهای از بین رفته |
برج منظر- ارگ حکومتی- محلات- مساجد(جامع و ...) - حمام ها(حمام مرمر حکومتی و ...) باغ ها و عمارت ها(باغ فواره ، دلگشا ، عمارت امیریه و ...) - قنات های بجنورد |
|
آرامگاه ها |
امام زاده سید ابراهیم پیغو- شاهزاده ابراهیم چهار برج- شاهزاده ابراهیم شاه اجاق- شاهزاده ابراهیم فخرالدین- شاهزاده ابراهیم قلعه جق- شاهزاده ابراهیم بن موسی- امام زاده اسماعیل(بابا امان)- معصوم زاده بجنورد- امام زاده علی- امام زاده محمد باقر اسفیدان- امام زاده نوده چناران- امام زاده نوده- امام زاده سید هادی. |
|
باغها |
باغ حصار- باغ علی آباد. |
|
برجها |
برج اسفیدان- برج های باغچق- برج های سیساب- سنگر کوه کمر |
|
تپه ها و محوطه های باستانی |
آق تپه - آق مشهد ، ارگ قلعه جق - ايلان تپه - بلند قلعه درتوم - تاتارتپه - تاتارتپه پايين - تاش قلعه اسفيدان - تپه آسياب احمد بيك - تپه اجاق - تپه هاي اسدلي - تپه امام قلي - تپه انجير - تپه بلبل - تپه پولاد زنجير - تپه تخت گزر - تپه چندرباغ - تپه حصارگرمخان - تپه خزينه قزلقان - تپه درويش آباد - تپه هاي رختيان- تپه ريزه سنگ - تپه سرفان - تپه سفيد - تپه سورك محمود - تپه مندل آباد - تپه قاپاق - تپه قورچ - تپههاي كلاته نقي - تپه كله داشه - تپه كوه بيگلر - تپه كهنه قلعه ممو - تپه گلك - تپه گلور سريوان - تپه گلور قلعه عزيز - تپه گنواب - تپه گندم - تخته قلعه - تخته له - تخته ميرزا - تن دوره – ده ريزه - زمان بيگ تپه - سريوان تپه - غلامرضا تپه . |
|
قلعه ها |
قزقلعه باباامان - قزلرقلعه گرمخان - قزقلعه يل چشمه - قزل طاق - قلعه بالاسر - قلعه برفان اسفيدان - قلعه برفان كلاته سراب - قلعه تپه - قلعه تپه ريز - قلعه چي - قلعه حصارگرمخان - قلعه خينگه - قلعه شيخ - قلعه قاضي - كهنه قلعه نجف آباد - قلعه مرز - كلاته محمد ولي آقا - كهنه قلعه برنقر - كهنه قلعه بيدك - كهنه قلعه چهار برج سفلي - كهنه قلعه چهار برج عليا - كهنه قلعه درصوفيان - كهنه قلعه رئين - كهنه قلعه رشوانلو - كهنه قلعه رشوانلو - كهنه قلعه شاه اجاق - كهنه قلعه شرتيغه- كهنه قلعه شيخ - كهنه قلعه فيروزه - كهنه قلعه قورچي - كهنه قلعه قوش كهنه - كهنه قلعه كي كي - كهنه قلعه نوده - كهنه كند - بيژن يورد - نارين قلعه . |
|
حسینیه ها |
جاجرمی(داخل محله) |
|
زیارتگاه ها |
خاتون ها(بی بی صنم، چهل قیز، خاتون قیامت، شاه خاتون)- مزارها(امام زاده باقر خان،امام زاده قاضی،پیر جوانمرد، پیر قاضی، پیر گلی، پیر نجف اباد)- نظرگاهها(نظرگاه اجاق و ...) |
|
عمارت ها خانه ها |
آئینه خانه- عمارت خسرو خان- قلندر بیگ- عمارت مفخم- |
آثار باستانی درون شهروحومه:
1- آينه خانه مفخم :
شماره ثبت اثر ملي : 31167
باني بنا : يارمحمد خان سهام الدوله بجنوردي (سردار مفخم)
قدمت : قاجاريه
كاربري : دارالحكومه سردار مفخم
عمارت مذكور با دارا بودن يك نما و يك ورودي اصلي و راهروي مركزي با دو سبك كاشيكاري هفت رنگ و معقليزيبا در طرحهاي انساني ، حيواني ، اسليمي ، هندسي و بنايي تزئين گرديده است . طبقه دوم بنا داراي تالار آينه اي مي باشد كه بدنه ها و سقف آن با تكنيك آينه كاري منظم هندسي واسليمي تزئين يافته است . تعداد 134 قطعه عكس از پادشاهان و رجال و مشاهير سياسي و سرداران نظامي دوره قاجار در دو رديف پيرامون قسمت گيلوئي سقف تالار ، داخل قاب شيشه اي جا گرفته است . تالار داراي دو درب چوبي معرق كاري نفيس مي باشد كه به اتاق هاي همجوار ارتباط دارد .
2- عمارت مفخم :
شماره ثبت اثر ملي :952
باني بنا : يار محمد خان سهام الدوله بجنوردي (سردار مفخم)
قدمت : قاجاريه
كاربري بنا : اندروني سردار مفخم
بناي عمارت مفخم از شاخص ترين ، زيباترين و پابرجاترين بناهاي دوره قاجار است كه در دو طبقه و به ابعاد 80/48×50/22 با دو ايوان شمالي و جنوبي كه به وسيله كاشيكاري معقلي ، معرق و هفت رنگ در طرحهاي اسليمي ، ختائي ، مناظر طبيعي ، انساني و هندسي در رنگهاي متنوع تزئين شده است. اين بنا داراي 32 اتاق و دو تالار بزرگ به نام هاي تالار آينه و تالار موزه در طبقه دوم كه به سبك آينه كاري ، كاشيكاري و گچبري كم نظير مزين بوده است.
3- پارك بش قارداش:
شماره ثبت اثر ملي : 4136
قدمت : قاجاريه
مجموعه تفريحي تاريخي بش قارداش از دو فضا تشكيل يافته است:
الف- مقبره بش قارداش: اين بنا مجموعه اي است از دو ايوان كوچك و دو اتاق و يك ايوان بزرگ در مركز ، با چهار گل دسته رو به غرب كه تمامي نماي آن به وسيله كاشي هفت رنگ در طرحهاي هندسي و گل و گياه با رنگهاي فيروزه اي ، لاجوردي ، زرد و ... تزئين گرديده است . گنبد خانه بنا داراي يك گنبد دو پوششه كاشي كاري با ساقه اي از تلفيق كاشي و آجر به صورت گل چيني اجراء گرديده و فضاي زيرين آن به وسيله كاشي ، آينه و گچبري تزئين يافته و محل دفن سردار مفخم فرمانرواي ممالك بجنورد ، استرآباد اسفراين ، جاجرم و سبزوار در دوره ناصرالدين شاه بوده است. اين فضا داراي يك سنگ قبر به تاريخ 1320 هـ . ق و دو لوح سنگي مرمر حاوي شرح حال سردار و وقف نامه مجموعه مي باشد كه در ديوار شرقي نصب گرديده است.
ب- چشمه آب معدني : اين چشمه پرآب كه داراي خواص درماني منحصر بفردي مي باشد با دو استخر زيبا و درختان كهنسال ، فضايي سرسبز ، محيطي فرح بخش و با طراوت را ايجاد نموده است .
4- مقبره كشته شدگان واقعه لهاك خان :
قدمت : اوايل دوره پهلوي
كاربري : محل دفن كشته شدگان واقعه لهاك خان
در داخل باغي و بر فراز تلي خاك ، بنايي آجري به ابعاد 80/6 ×50/6 و ارتفاع 80/4 قرار گرفته كه نماي بيروني آن بهوسيله آجرهاي نقش برجسته با دو طرح در داخل قابچه هائي در چهار ضلع بنا كار شده است . اين بنا داراي يك گنبد فيروزه اي است كه در فضاي زيرين آن تعدادي از كشته شدگان واقعه دفن گرديده اند .(سردار لهاك خان سالار جنگ يكي از فرماندهان قشون خان محمد خان بود كه بر عليه حكومت مركزي در زمان رضا خان طغيان كرد).
5- كاروانسراي سبزه ميدان :
اين كاروانسرا كه در ضلع غربي سبزه ميدان واقع گرديده ، در اوايل سده سيزدهم هجري ساخته شده است . 43 متر طول و 42 متر عرض آن را تشكيل مي دهد و در چهار طرف محوطه آن 26 غرفه آجري به چشم مي خورد كه سقف آنها با تير چوبي پوشانده شده است. در مقابل غرفه ها ، ايواني سراسري بعرض 5/2 متر در چهار طرف كارونسرا وجود دارد كه داراي درگاهي هايي قوسي شكل است. 20/3 متر عرض و 70/2 متر ارتفاع اين درگاه هاست و ستونهايي به قطر 70 سانتي متر ايوان را برپا نگهداشته است. در اين كاروانسرا كه از آثار سردار معزز مي باشد ، زماني قپان قديم شهر نصب بوده و كالاهايي كه به بجنورد وارد يا از آن خارج مي گرديد ، در آنجا توزيع مي شد . دروازه كاروانسرا در ضلغ شرقي واقع شده است .
6- كاروانسراي سردار :
اين كاروانسرا كه در حاشيه خيابان شهيد بهشتي جنوبي قرار دارد ، از آثار اواخر سده دوازدهم هجري قمري است . طول كاروانسرا 32 متر و عرض آن 26 متر و داراي دروازه چوبي به ابعاد 3×7/2 متر در ضلع شرقي است . سطح محوطه كاروانسرا پايين تر از خيابان بوده و در اطراف آن 13 حجره به چشم مي خورد. مصالح به كار رفته در بنا ، آجر ، خشت خام و تير چوبي است . حجره هاي 5/2 متر عرض و 80/5 متر طول و 30/2 متر ارتفاع دارد و سقف آن ضربي است .
طبقه فوقاني داراي 15 اطاق است كه با تير چوبي پوشش گرديده ، ضخامت ديواره ها نيم متر و درهاي چوبي آن 08/1 متر عرض و 40/2 متر ارتفاع دارد . از اين كاروانسراي قديمي براي استراحت كاروانيان ، قراولخانه و مكان داد و ستد استفاده شده است و در دوره قاجاريه فراشان ، مجرمين را در اين محل به درخت بسته و تنبيه مي كردند . به گفته معمرين ، گاهي افراد متمول را براي گرفتن باج در این محل به فلك مي بستند .
7- حمامها :
حمام جاجرمي: حمام جاجرمي يكي از آثار باقيمانده نيمه دوم سده سيزده هجري مي باشد كه در مجاورت سبزه ميدان قرار گرفته است .
جالبترين بخش بنا سربينه آنست ، با عبور از راهرويي باريك و درگاهي قوسي 110×190 سانتي متر ، سرحمام هشت ضلعي نمايان مي گردد كه 19 متر محيط آن بوده و در پيرامونش طاق نماهاي قوسي و جناقي به شكل قرينه جلب نظر مي كند
ضخامت ديواره هاي بنا 67 سانتي متر است ، سقف بنا ضربي بوده و داراي تزيينات متنوع آجري مي باشد . اين حمام در حال حاضر مورد استفاده قرار مي گيرد .
آثار باستانی درون محله:
1- حسينه جاجرمي : اين حسينيه كه در سال 1325 هجري قمري ساخته شده در كوچه اي به هميننام در خيابان طالقاني شرقي واقع گرديده است. اين حسينيه كه سردر بزرگي دارد ، دو طبقه بوده و داراي اطاقهاي متعددي با درگاهي قوسي و دربهاي چوبيست. سقف اين بنا آجري با تير پوشيده شده و ستونهاي چوبي ، ايوان طبقه دوم را برپا داشته ، در داخل ايوان و بالاتر از دربهاي ورودي ، اشعار و عباراتي به خط نستعليق نوشته شده است. در داخل يكي از اطاقها ، بر روي لوح سنگي وقف نامه حك شده است:
هوالواقف علي الضمائر
چون فريضه ذمه داغداران انجمن شور و شين و تعزيه داران حضرت امام حسين (ع) است ، از بذل مال دريغ نداريد . لهذا جناب حاج علي اكبر جاجرمي يك باب حسينيه با سه خروار ملك باباامان را حبس موبد و وقف بر تعزيه داري چهارده معصوم نموده و توليد با ارشد اولاد ذكور سنه 1325 عمل استاد غلامرضا بنا يزدي .
2- حمام سراب : که یکی دیگر از بناهای تاریخی در محله می باشد. که از تاریخ ساخت آن بیش از 100 سال می گذرد.
بررسي تاریخی محله :
الف- خیابان ها
1- خیابان 17 شهریور:
محله مورد مطالعه از طرف شرقبه خيابان هفده شهريور شماليمحدود شده ، كه قبلاً چون متصل
به باغهاي فراوان مي شده ، به آنكوچه باغ مي گفته اند. بعد بهخيابان 25 شهريور تغيير نام دادهاست و در نهايت ، امروز به نامهفده شهريور شناخته مي شود .
2- خیابان امام خمینی : این محله از جنوب به خيابان امام خميني متصل است ، كه در ابتدا خيابان قبله نامداشت و بعدها به خيابان پهلوي تغيير نام داد .
3- خیابان شهید بهشتی : در طرف غرب خيابان شهيد بهشتي جنوبي قرار دارد كه در ابتدا به خیابان بازار شهرت داشته است كه جویي با عمق زياد در وسط آن و دو پياده رو در اطراف آن قرار داشته است. درسال 1317 سرهنگ عرفاني اقدام به عريض نمودن اين خيابان مي كند. اين خيابان بعدها به خيابان شاهرضا تغيير نام مي دهد و جزء اولين خيابانهاي شهر بوده كه آسفالت شده است.
4- خیابان طالقانی : ضلع شمالي محله به خيابان طالقاني شرقي متصل است، که به آن كوچه سنگي مي گفتند و به علت سنگفرش بودن كف اين كوچه بوده است. بعد به خيابان ثريا و ششم بهمن تغيير نام داده وامروز به نام طالقانی شناخته می شود.
ب- میادین
1- میدان کارگر: در محل تقاطع خيابان امام خميني (ره) و شهيد بهشتي ميداني به نام شهيد كلاته وجود دارد كه در بين مردم به كارگر معروف است. در شهر قديم بجنورد اين مكان دروازه قبله بوده است. بعد از احداث ميدان اين مكان به فلكه جنوبي مشهور مي شود و بعد به كورش كبير تغيير نام مي دهد .
2- ميدان شهيد : اين ميدان در زمان قديم و در دوران قبل از انقلاب به ميدان ثريا معروف بوده كه با شروع انقلاب اسلامي به ميدان 6 بهمن تغيير نام مي دهد و بعد از جنگ تحميلي و در عصر حاضر ميدان شهيد ناميده مي شود ، که بر گرفته از شهید حسن آبادی است.
ج- کوچه ها
1- کوچه مرتضوی: یکی از کوچه های مهم و قدیمی محله می باشد که منزل حاج آقای مرتضوی که یکی از شخصیت های بزرگ بجنورد بوده و در این کوچه قرار داشته است و این کوچه به نام او نامیده می شود ، نکته قابل ذکر این است که اسم این کوچه را تغییر نداده اند.
2- کوچه سلطانی : یکی از کوچه های قدیمی محله است.
3- کوچه شهید مقدادی : که به کوچه جاجرمی معروف است و حسینیه جاجرمی نیز در این محله ثرار دارد ولی اسم آن تغییر کرده است.
4- کوچه شهید دستپاک : که به کوچه برق معروف است که قبلا کارخانه کوچک برقی در این کوچه قرار داشته است.
5- بن بست هدایت : بن بستی واقع در کوچه مرتضوی که منزل آقای هدایت از بزرگان قدیم بجنورد در این مکان قرار دارد.
توسعه تاریخی محله:
محله مورد نظر یکی از قدیمی ترین محله های شهر بجنورد است و تقریبا با شهر کنونی هم تاریخ می باشد که طبق مصاحبه هایی که با اهالی قدیم محله که هم اکنون در آنجا ساکن هستند ، داشتیم مواردذیل به دست آمده است :
1- در حدود 200 سال پیش کل بجنورد دارای 3 محله زیر بوده است :
الف- ساربان محله که نقطه اولیه شهر فعلی بوده و اکثرا مسافران جهت اتراق به آنجا می رفتند.
ب- بربرمحله که در جنوب غربی شهر واقع شده است.
ج- دلو محله که در طرف شرق بجنورد بوده است.
بعد از آن در حدود 130 سال پیش عزیزالله خان ، سردار بجنورد ، راسته بازار را از پای توپ(خیابان صفای فعلی) تا دروازه قبله (میدان کارگر فعلی)گسترش می دهد و در ضلع غربی محله سرایی بنا می کند و کم کم این مکان به محلی برای مسافرین تبدیل می شود و سپس شهر به آن سمت گسترش می یابد و منطق مسکونی و تجاری جهت فروش کالاها به مسافرین در این منطقه ایجاد و به نام محله تازه شهر معروف می شود.
2- مناطق مسکونی در ابتدا در کنار راسته بازار (خیابان شهید بهشتی فعلی) به وجود می آیند و کم کم به سمت شرق محله که به صورت باغ بوده گسترش می یابند.
قسمت های مختلف محله مربوطه به صورت زیر می باشد.
1- باغ وخانه حاج آقای مرتضوی(پیش نماز شهر بجنورد)
2- باغ وخانه آقای هدایت
3- باغ وخانه آقای آل شیخ
4- باغ های پراکنده
5- مناطق مسکونی و تجاری
3- خیابان های اطراف به غیر از 17 شهریور محله در سال 1316- 1314 توسط سرهنگ عرفانی ، سردار زمان بر خلاف میل بازاریان و مردم آن زمان تعریض شده است ، البته به خاطر بزرگی زمین های لبه خیابان و قیمت ناچیز آن ها ، این تعریض به صورت تدریجی نبوده و به یکباره به این صورت در آورده شده است.
4- یکی از مهمترین چشمه های بجنورد در محدوده چهاراه باسکول فعلی قرار داشته ، که مردم جهت برداشت آب آشامیدنی از خیابان خان روی صدر آباد (17 شهریور) برای رفتن به آنجا استفاده می کردند که در سال 1318 با توافق آقایان قراتی ، کاظمیان ، مرتضوی و با مسئول شهرداری این خیابان به 12 متری تبدیل می شود.
5- از عناصر مهم محله در گذشته می توان یکی به وجود اولین کارخانه رسمی برق بجنورد که توسط حاج حسن تاتاری به این شهر آورده شده بود و در کوچه فزان(دستپاک فعلی) برقرار داشت ، اشاره کرد که باعث می شود مردم آن کوچه را با نام کوچه برق بشناسند و دومی ، حسینیه جاجرمی ها است که یکی از زیباترین حسینیه های شهر بوده و توسط حاج محمد علی جاجرمی بنا شده بود ، نام برد. به مرور زمان وبا گذشتن بیش از دو نسل از آن دوره این زمین بین ورثه تقسیم وبه افراد مختلف فروخته شده تا به شکل امروزی در آمده است.
سیدمحسن موسوی
سیدمحسن موسوی